حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٢٧٠
نيز وجود دارد، به اين صورت كه بعضى از علما قضاوت را از طريق «تقليد» نيز كافى مىدانند.
براى بررسى اين موضوع- هر چند به نحو اختصار- شايسته است كه در سه مورد بحث شود.
١- آيا غير فقيه مىتواند استقلال قضايى داشته باشد؟
٢- آيا غير فقيه مىتواند از طرف فقيه براى قضاوت منصوب گردد؟
٣- آيا غير فقيه مىتواند از طرف فقيه، وكيل در قضاوت شود؟
تمامى اين سه مورد را اكثر قريب به اتفاق علما، ممنوع دانستهاند.
بحث اول: استقلال قضايى غير فقيه
(١) در گفتارهاى گذشته بيان شد كه غير فقيه نمىتواند استقلال قضايى داشته باشد و بحثى كه در اين باره انجام شد، خلاصه مىشود در:
الف: منصب قضاوت مخصوص حاكم اسلامى- ولى امر يا نماينده او-[١] مىباشد و بدون نمايندگى از طرف امام عليه السّلام قضاوت مشروع نيست.
ب: امام عليه السّلام فقط به مجتهد جامع الشرائط در قضاوت اذن داده است.[٢] ج: عقل حكم مىكند كه براى قضاوت غير مجتهد نمىتوان اعتبارى قائل شد؛ زيرا
[١] - اين مطلب از آيات و رواياتى استفاده شد كه در صفحه ٩٢- ٩٤ توضيح دادهايم.
[٢] - اين مطلب نيز از احاديث استفاده شد، صفحه ٢٠٩- ٢٢٣.