حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ١٨٧
تماميّت ارضى آن.
٣- حفظ دين از دستبرد و جلوگيرى از بدعتهاى بدخواهان و نادانان».
(١) از اين رو فرمود:
الف- از جمله علل و اسباب نصب اولى الأمر عبارت است از اينكه: مردم پس از محدود شدن به وسيله قانون الهى، مأمور گشتند كه از حدود خود تجاوز ننمايند زيرا تجاوز از حدود مقرر موجب فساد مىشود و از طرفى چنين چيزى تحقق نمىپذيرد و ثبات پيدا نمىكند مگر در صورتى كه فرد امينى بر آنان گماشته شود، تا آنان را بر حدّ مجاز وادارد و از تجاوز به حقوق ديگران بازدارد؛ زيرا اگر چنين نباشد هيچ كس از لذّات و منافع خود صرف نظر نمىكند هر چند به ضرر ديگران تمام شود- روى اين حساب خداوند قيّم و سرپرستى را بر مردم گماشت تا ايشان را از فساد و تباهى بازدارد، حدّ شرعى و احكام الهى را درباره آنان اجرا كند.
(٢) ب- از جمله (علل و اسباب نصب ولى عبارت است از اينكه:) ما هيچ گروه و يا ملّتى را نيافتيم كه بتواند به حيات و بقاى خود ادامه دهد، مگر با وجود سرپرستى و قيّم و رئيسى (كه به امور آنان رسيدگى نمايد)؛ زيرا مردم به ناچار نياز دارند به وجود سرپرستى كه كارهاى دنيا و آخرت آنان را تنظيم كند، بنابراين، هرگز در حكمت حكيم (خداى بزرگ) نمىگنجد كه خلق را از آنچه كه مىداند به آن نياز دارند (وجود سرپرست) محروم كند، چه آنكه مردم به وجود كسى نياز دارند كه بتوانند به وسيله او به حيات (اجتماعى و فردى) خود ادامه دهند و با فرماندهى او با دشمنان خود جنگ كنند و درآمدهاى عمومى (فىء) را به وسيله او در ميان خودشان قسمت كنند و به وسيله او نماز جمعه و جماعت اقامه نمايند و جلو تعدّى و تجاوز ظالم را نسبت به مظلوم بگيرند.
(٣) ج- از جمله (علل نصب ولى امر) اين است كه: چنانچه خداى بزرگ بر مردم امام و قيّم (سرپرست) امين و نگهبان و پاسدار (دين و ملّت) نصب نكند ملت اسلام پايمال و دين اسلام رو به زوال و سنّت رسول خدا و احكام الهى دچار تغيير و تصرفات جاهلان خواهد شد؛ زيرا بدعتگذاران، به دين اضافه مىكنند و ملحدين (و خداناشناسان) از آن