حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ١٦٣
زعامت» و رهبرى، نه ولايت به معناى حب و دوستى كه تنها يك امر قلبى است و نيازى به گرفتن بيعت با آن كيفيّت خاص نداشت.
(١) جالب آنكه از جمله پيش قدمان در بيعت غدير، شيخين (ابو بكر و عمر) بودند كه عمر ضمن عرض تبريك، گفت: «بخّ بخّ يا بن أبى طالب؟ أصبحت مولاى و مولى كلّ مؤمن و مؤمنة».[١] «مبارك باد! مبارك باد! اى فرزند ابو طالب كه مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمنى شدى».
بديهى است كه تبريك با اين عبارت جز با ولايت زعامت و رهبرى نسبت به عموم مسلمين سازگار نيست؛ زيرا چنين معنا مىدهد كه با اين تفسير رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه نسبت به تو انجام داد و امر به بيعت با تو فرمود، اكنون تو مولاى من و مولاى همه مسلمانان شدهاى و چنين عباراتى هرگز تناسب با ولايت به معناى حبّ و دوستى ندارد.
خلاصه آنكه: عبارات عمر به خوبى نشان مىدهد كه معنا و مفهوم «ولايت» در گفتار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در روز غدير، همان حكومت و رياست على عليه السّلام بوده، نه محبت و دوستى و كلمات خاضعانه او نسبت به آن حضرت، شاهد گويايى بر اين مدّعاست كه به اين وسيله، اظهار اطاعت و فرمانبردارى نمود ولى با اين وصف، بيعت را نقض نمود و كرد آنچه نبايد مىكرد.
(٢) نتيجه:
تا اينجا به اين نتيجه رسيديم كه بيعت غدير، دليل روشنى بر ضرورت وجود رهبرى اسلامى جهت تشكيل حكومت اسلامى مىباشد و آن را بر پايه اين اصول بايد پذيرفت:
[١] - الغدير ١/ ٢٧٢.