حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ١٤٣
گواه صادقانه ايمانشان اين است كه نماز را بپامىدارند و زكات مىپردازند و آن چنان در فرمان خدا كوشا هستند كه لحظهاى در انجام آن كوتاهى روا نمىدارند هر چند در ركوع نماز باشند از فقير بينوا دستگيرى نموده و زكات را به او مىپردازند، اين گونه افراد را خداوند به ولايت برگزيد؛ زيرا كار خدا بدون حكمت نيست و به هر كس و ناكسى مقام زعامت و خلافت را واگذار نمىكند؛ زيرا اين مقام مقامى است كه از جانب پروردگار به بندگان واگذار مىشود و جز به افراد داراى صلاحيّت همانند رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و على عليه السّلام- كه داراى اين اوصاف مخصوص بودند- واگذار نشود.
و با در نظر گرفتن اين نكات، تصريح به نام «على عليه السّلام» با اينكه مصداق منحصر به فرد الَّذِينَ آمَنُوا ... بود، لطفى نداشت همچنانكه به نام «محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم» تصريح نشد.
خلاصه گفتار آنكه: آيه مورد بحث، «ولايت» را براى خدا به دليل الوهيّت و براى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به دليل رسالت و براى على عليه السّلام به دليل ايمان و عمل نيكو، اثبات نموده است.
ج- وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ ....[١]
(١) «هيچ مرد و زن مؤمن را در كارى كه خدا و رسول انجام دهند، اراده و اختيارى نيست كه رأى مخالفى اظهار نمايند».
«قضا» در لغت به معناى فصل دادن و جدا نمودن است؛ خواه به وسيله گفتار يا بوسيله كردار و از اين روى به حكم قاضى، قضا گفته مىشود كه فيصله بين حق و باطل مىدهد و اين دو را از هم جدا مىكند و همچنين به انجام رسيدن كارى را نيز قضا مىگويند، مانند: قول خداوند كه مىفرمايد: فَإِذا قَضَيْتُمْ مَناسِكَكُمْ ...؛[٢] «هنگامى كه اعمال حج را انجام داديد».
نتيجه آنكه: «قضا» در آيه مورد بحث به معناى «انتهاى امر» و انجام دادن آن مىباشد و آيه مزبور چنين معنا مىدهد كه اگر خدا و رسول در اموال و نفوس مردم
[١] - احزاب/ ٣٦.
[٢] - بقره/ ٢٠٠.