ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٤٤ - نفقه اقارب (نزديكان)
مادر داشته باشد نفقه بر جد است و اگر جد مادرى و مادر داشته باشد بر مادر است و اگر جد و جدّه مادرى داشته باشد به طور مساوى شريك مىباشند و اگر جده پدرى و جد و جده مادرى داشته باشد هر سه شريك هستند. اينها در اصول است، مقصودم پدرها و مادرها مىباشند.
و اما فروع، مقصودم فرزندان مىباشند، پس نفقه پدر و مادر به هنگام تنگدستى بر فرزند است در صورتى كه داراى تمكن باشد- مرد باشد يا زن- و با نبود او يا اينكه فقير باشد، پس بر فرزند فرزند است، مقصودم پسر پسر يا پسر دختر و دختر پسر يا دختر دختر است و به همين صورت؛ الاقرب فالاقرب. و اگر متعدد و در درجه مساوى باشند به طور مساوى شريك مىباشند، پس اگر پسر يا دختر و پسر پسر مثلًا داشته باشد، پس بر پسر يا دختر است و اگر دو پسر يا دو دختر يا يك پسر و يك دختر داشته باشد به طور مساوى شريكند. و اگر اصول و فروع اجتماع كنند مراعات الاقرب فالاقرب مىشود. و در صورت تساوى، شريك مىباشند، پس اگر پدر و پسر يا دختر داشته باشد، به طور مساوى شركت مىكنند. و اگر پدر با پسر پسر يا پسر دختر داشته باشد پس بر پدر واجب است. و اگر پسر و جد پدرى باشد بر پسر واجب است. و اگر پسر پسر با جد پدرى باشند به طور مساوى شركت مىكنند. و اگر مثلًا مادر با پسر پسر يا پسر دختر داشته باشد بر مادر واجب است. و در موردى كه مادر با پسر يا دختر جمع شوند امر مشكل مىشود و احوط (وجوبى) تراضى و تسالم بر مشاركت به طور مساوى است.
و اما جهت دوم، پس اگر نزد او زيادتر از نفقه خودش و نفقه زوجهاش چيزى كه براى تمام نزديكانش كه محتاجند كافى است داشته باشد، نفقه همه آنها بر او واجب است و اگر كافى نباشد مگر براى انفاق بعضى از آنها، بر الاقرب فالاقرب آنها انفاق مىشود. و اگر دو قريب يا بيشتر در يك مرتبه داشته باشد و آنچه كه نزد او است براى همه كفايت نكند، اقرب آن است كه بين آنها به طور مساوات در صورتى كه ممكن باشد و انتفاع آنها از آن امكان داشته باشد تقسيم مىشود وگرنه بايد بين آنها قرعه كشيده شود.
مسأله ١٣- اگر دو فرزند داشته باشد و فقط بر نفقه يكى از آنها توانايى داشته باشد و پدرى داشته باشد كه صاحب مال است چنانچه دو فرزند در مقدار نفقه مختلف باشند و