ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٩٠ - رضاع
چنانچه مرد يكى باشد، آن دختر، عمه يا خاله رضاعى تو مىباشد به خلاف آنكه مرد يكى نباشد، پس چون اخوت رضاعى بين پدر تو يا مادر تو با آن دختر حاصل نشده عمّه يا خاله تو نمىشود، بنا بر اين بر تو حرام نمىباشد.
مسأله ١٢- ازدواج پدر شيرخوار با اولاد صاحب شير كه با ولادت، بچههاى او مىباشند، بلكه بنابر احتياط (واجب) با اولاد رضاعى او نيز، جايز نيست. و همچنين با اولاد نسبى- نه رضاعى- مرضعه جايز نيست. و اما اولاد او (پدر شيرخوار) كه از اين شير نخوردهاند ازدواج آنها با اولاد صاحب شير و با اولاد مرضعه كه برادر آنها را شير داده، جايز است؛ اگر چه ترك احتياط سزاوار نيست.
مسأله ١٣- اگر زنى پسر شخصى را با شير شوهرش شير دهد، سپس دختر شخصى ديگر را از شير همان شوهر شير بدهد، اين دختر اگر چه بر آن پسر حرام مىشود، ليكن خواهرهاى هر كدام از آنها به برادرهاى ديگرى حلال مىباشند.
مسأله ١٤- رضاع محرّم (رضاعى كه موجب حرمت مىشود) همان طور كه اگر قبل از نكاح باشد مانع نكاح است همچنين اگر بعد از نكاح باشد نكاح را باطل مىكند؛ پس اگر مردى داراى زوجه كوچكى باشد پس اين زوجه را دختر او يا مادر او يا خواهر او يا دختر برادر او يا دختر خواهر او يا زوجه برادر او با شير او (برادر)، با رضاع كاملى شير دهد، ازدواج آن زن باطل مىشود و بر او حرام مىشود؛ زيرا به وسيله رضاع، دختر يا خواهر يا دختر برادر يا دختر خواهرش مىشود، پس بعد از ازدواج بر او حرام مىگردد همان طور كه قبل از ازدواج بر او حرام مىشد. و همچنين اگر داراى دو زن- صغيره و كبيره- باشد، پس زن كبيره، زن صغيره او را شير دهد، زن كبيره بر او حرام مىشود؛ چون مادر زنش مىشود. و همچنين زوجه صغيره نيز بر او حرام مىشود در صورتى كه رضاع او از شير او باشد يا به زوجه كبيره دخول كرده باشد؛ چون كه در فرض اول، زن صغيره، دخترش مىشود و در فرض دوم دختر زوجه مدخول بها مىشود، ولى اگر رضاع از شير او نباشد و به زوجه كبيره دخول نكرده باشد، عقد او منفسخ مىشود؛ اگر چه بر او حرام نمىشود (و مىتواند دوباره او را عقد نمايد).