ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٧٢ - حيوان
مسأله ٣٠- از ذبيحه غير از آنچه كه گذشت، خورده مىشود، پس دل و كبد و شكمبه و رودهها و غضروف (نرمه استخوان) و عضلهها و غير اينها خورده مىشوند. البته هر دو قلوه و دو گوش دل و رگها مخصوصاً شاهرگها مكروه مىباشند. و آيا پوست و استخوان- در صورت نداشتن ضرر- خورده مىشود يا نه؟ اولى اظهر و دومى احوط است. البته در پوست سر و پوست مرغ و پرندههاى ديگر، اشكالى نيست. و همچنين است در استخوان پرندههاى كوچك مانند گنجشك.
مسأله ٣١- گوشتى كه خوردنش حلال است، خوردن آن به طور خام و پخته و بلكه سوخته جايز است، در صورتى كه موجب ضرر نباشد. البته خوردن گوشت به طور تازه بدون آنكه با آفتاب و يا با آتش و يا با پاشيدن نمك بر آن و خشك كردن آن در سايه و به صورت نمك سود نمودن آن تغيير كرده باشد، مكروه است.
مسأله ٣٢- در حلال بودن بول حيوانى كه گوشتش خورده مىشود، مانند گوسفند و گاو در صورت نبودن ضرورت و حلال نبودن آن، اختلاف شده و حلال بودن آن اقوى است، چنان كه در حلال بودن بول شتر جهت استشفاء اشكالى نيست.
مسأله ٣٣- فضله هر حيوانى و لو از حيواناتى باشد كه خوردن آنها حلال است، حرام مىباشد. ولى فضله كرمهايى كه به درون ميوهها و خربزهها و مانند آنها چسبيده، ظاهراً حرام نمىباشد. و همچنين است آنچه كه در درون ماهى و ملخ مىباشد؛ در صورتى كه با آنها خورده شود.
مسأله ٣٤- خون حيوان داراى نفس (داراى خون جهنده) حتى علقه حرام مىباشد غير از خونى كه بعد از ذبح، در ذبيحه باقى مىماند. البته خون جمع شده در دل و كبد ذبيحه داراى اشكال است. و اما خون حيواناتى كه داراى خون جهنده نيستند، چنانچه از چيزهايى باشد كه خوردن آن حرام است، مانند وزغ و قورباغه بدون اشكال، حرام مىباشد و اگر چنانچه از چيزهايى باشد كه خوردنش حلال است مانند ماهى حلال، در آن اختلاف است و ظاهراً اگر خوردن آن با ماهى باشد به اينكه ماهى با خونش خورده شود حلال است و اما اگر به طور جداگانه خورده شود داراى اشكال است. و احتياط (واجب)