ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٧٠ - حيوان
خصوصاً در متنجس خالى از قوت نيست.
مسأله ٢١- وقتى كه خوردن مرغى اراده مىشود در صورتى كه جلّال بودن آن معلوم نباشد مستحب است كه چند روزى آن را ببندد سپس ذبح نمايد.
مسأله ٢٢- از چيزهايى كه موجب حرمت حيوان حلال بالأصاله مىشود اين است كه انسان در «قُبُل» يا «دُبُر» او وطى نمايد اگر چه انزال نكند؛ چه انسان وطىكننده صغير باشد يا كبير، عالم باشد يا جاهل، با اختيار باشد يا اكراه بر آن شود؛ و چه حيوان وطى شده نر باشد يا ماده؛ پس به سبب اين وطى، گوشت او و گوشت نسل او كه بعد از وطى به وجود مىآيد، بنابر اقوى در نسل حيوان ماده و بنابر احتياط (واجب) در نسل حيوان نر و همچنين شير و پشم و موى آنها حرام مىباشد. و ظاهر آن است كه اين حكم اختصاص به چهارپا دارد و در وطى بقيّه حيوانات نه در خود آنها و نه در نسل آنها جارى نمىشود.
مسأله ٢٣- حيوان وطى شده اگر از حيواناتى باشد كه خوردن آن اراده مىشود مانند گوسفند و گاو و شتر واجب است كه ذبح شده سپس سوزانده شود و وطىكننده- در صورتى كه مالك نباشد- غرامت قيمت آن را براى مالكش بپردازد و اگر حيوانى باشد كه بر پشت آن بار مىگذارند يا سوار مىشوند و خوردن آن متعارف نمىباشد مانند الاغ و قاطر و اسب، از محل وطى به شهر ديگرى برده مىشود و در آنجا فروخته مىشود. پس ثمن آن به وطىكننده داده مىشود و وطىكننده- در صورتى كه مالك نباشد- قيمت آن را غرامت مىدهد.
مسأله ٢٤- از چيزهايى كه موجب عروض حرمت بر حيوان حلال بالأصالة مىشود اين است كه بره يا بزغاله يا گوساله از شير خوك بمكد تا قوى شود و گوشتش برويد و استخوانش محكم گردد، پس گوشت او و گوشت نسل او و شير هر دو حرام مىشود. و سگ ماده و زن كافر ملحق به خوك نمىشود و در تعميم اين حكم نسبت به آشاميدن شير آن- نه مكيدن- و نسبت به مكيدن شير آن بعد از آنكه بزرگ شود و از شير گرفته شود، اشكال است اگر چه احوط است. و اگر استخوانش محكم نشده باشد، گوشتش مكروه