ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٥٤٤ - موجب قصاص
به آن نموده باشد پس همچنين عمد است و قود بر او مىباشد، ولى اگر قصد قتل او را نداشته باشد اين شبه عمد است؛ و در همه اين فرضها خون جانى هدر است. و اگر بلغزد و روى ديگرى بيفتد پس بميرد چيزى بر آن ديگرى نيست- نه ديه و نه قود- و نيز چيزى بر كسى كه روى او افتاده نمىباشد.
مسأله ١٤- اگر او را سحر كند پس كشته شود و سببيّت سحر او براى قتل معلوم باشد اين عمد است در صورتى كه با اين كار، قصد قتل او را كرده باشد وگرنه عمد نيست، بلكه شبه عمد مىباشد؛ و بين قول به اينكه سحر واقعيّت دارد يا نه فرقى نيست. و اگر مثل اين گونه سحر نوعاً كشنده است عمد مىباشد و لو اينكه قصد قتل را با آن نداشته باشد.
مسأله ١٥- اگر عمداً بر او جنايت كند پس سرايت كند و بميرد، چنانچه جنايت از آن چيزهايى باشد كه غالباً سرايت مىكند، اين عمد است؛ يا به اين جنايت قصد مردن او را بنمايد پس سرايت كند و بميرد نيز، چنين است. و اما اگر از چيزهايى باشد كه سرايت ندارد و غالباً هم نمىكشد و جانى نيز قصد قتل را ندارد در آن اشكال است، بلكه اقرب عدم قتل است به آن و ديه شبه عمد ثابت مىباشد.
مسأله ١٦- اگر غذاى مسمومى را كه غالباً مثل آن مىكشد يا قصد قتل او را به آن داشته باشد جلوى او بگذارد پس اگر حال را نداند و بخورد و بميرد بر او قود مىباشد و مباشرت مجنى عليه (كسى كه بر او جنايت شده) اثرى ندارد. و همچنين است حال اگر مجنى عليه غير مميز باشد، خواه آن را با غذاى خودش مخلوط كرده و نزد او گذاشته باشد يا به او هديه كرده باشد يا آن را با غذاى خود خورنده مخلوط كرده باشد.
مسأله ١٧- اگر غذاى مسمومى را جلوى او بگذارد با علم شخص خورنده به اينكه سمّ كشنده در آن مىباشد، پس آن را عمداً و از روى اختيار بخورد، نه قود دارد و نه ديه. و اگر به دروغ بگويد كه در آن سمّ غير كشنده مىباشد كه براى چنين چيزى معالجه است پس آن را بخورد و بميرد بر او قود مىباشد. و اگر بگويد در آن سمّ است و مطلق بگذارد پس آن را بخورد، نه قودى هست و نه ديهاى.