ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٢١ - ششم ارحام و خويشانى كه از حواشى نسب ميت مىباشند به ترتيب ارث مىبرند،
دوم: اولاد عمومه و خئوله در صورتى كه خود آنها و كسانى كه در درجه آنها قرار دارند نباشند، جاى آنها مىباشند
و كسى كه اقرب است اگر چه سببش يكى باشد، بر ابعد اگر چه قرابتش به دو سبب باشد، مقدم است، مگر در يك مورد كه پيش از اين گذشت. و اولاد عمومه و خئوله، ارث كسى را كه به سبب او قرابت پيدا مىكنند مىبرند.
سوم: منسوبين مادر ميت در اين طبقه،
دايى باشد يا خاله يا اولاد آنها، ابوينى باشند يا پدرى، همه اينها مطلقاً به طور مساوى ارث مىبرند و منسوبين پدر ميت يعنى عمومه و اولاد آنها به تفاوت ارث مىبرند و مرد دو برابر زن ارث مىبرد. البته در عمومه مادرى و اولاد آنها حتماً با مصالحه احتياط مىشود.
چهارم: با بودن اولاد عمومه ابوينى، اولاد عمومه پدرى تنها ارث نمىبرند.
و همچنين است در اولاد خئوله، ليكن با بودن اولاد عمومه ابوينى، اولاد خئوله پدرى با نبود اولاد خئوله ابوينى ارث مىبرند. و همچنين با اولاد خئوله ابوينى، اولاد عمومه پدرى در نبود اولاد عمومه ابوينى، ارث مىبرند.
پنجم: تحقيقاً گذشت كه اولاد عمومه و خئوله جاى آنها مىنشينند.
و اگر از عمومه متعدد و خئوله اين چنينى باشند در كيفيت تقسيم، چارهاى از فرض زنده بودن واسطهها و تقسيم مساوى در منسوبين مادرى نيست. و در منسوبين پدرى، مرد دو برابر زن ارث مىبرد، سپس سهم هر يك از آنان بين اولادشان تقسيم مىشود، مانند تقسيم بين واسطهها. و در اولاد عموهاى مادرى با مصالحه احتياط شود، چنان كه گذشت. و اين چنين است كلام در واسطههاى متعدد.
ششم: ارحام و خويشانى كه از حواشى نسب ميت مىباشند به ترتيب ارث مىبرند،
بنا بر اين عموها و عمهها و اولاد ايشان اگر چه پايين بروند- در صورتى كه صدق عرفى داشته باشند- و همچنين دايىها و خالههاى ميت نسبت به ارثيه، از عموها و عمهها و دايىها و خالههاى پدر و مادر ميت، سزاوارتر مىباشند. البته با نبود طايفه اول، طايفه دوم به ترتيب جاى طايفه اول مىنشينند و اقرب آنها بر ابعد مقدم مىباشد و با نبود آنها عمومه جدّ ميت و جده او و خئوله آنها و اولادشان به حسب نزديكى و دورى نسبت به ميّت، بايد ترتيبشان رعايت شود.