ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٢٣ - مقصد دوم در ميراث به سبب زوجيت است
بائن بميرد. البته اگر مرد، زن را در حال مرض و لو به طلاق بائن طلاق دهد و به همين مرض بميرد، زن از وقت طلاق تا يك سال از او ارث مىبرد، به شرط آنكه طلاق به خواهش زن نباشد، پس زنى كه به طلاق خلعى و مباراتى طلاق داده شده ارث نمىبرد. و به شرط آنكه اين زن ازدواج ننمايد، بنا بر اين اگر در حال مرض، زن را طلاق دهد و زن بعد از انقضاى عدّه، ازدواج نمايد سپس شوهر قبل از انقضاى سال بميرد، زن از او ارث نمىبرد. و به شرط آنكه شوهر از مرضى كه زن را در آن مرض طلاق داده خوب نشود؛ پس اگر از آن مرض خوب شود سپس مريض گردد و لو اينكه مثل همين مرض را پيدا كند، زن از او ارث نمىبرد. و اگر زن قبل از تمام شدن سال در مرض شوهر بميرد، مرد از زن ارث نمىبرد، مگر اينكه در عده رجعى باشد.
مسأله ٣- اگر مرد مريض در مرضش ازدواج كند چنانچه به زن دخول نمايد يا از آن مرض خوب شود، از همديگر ارث مىبرند. و اگر در مرضش بميرد و دخول نكرده باشد عقد باطل است و براى زن، مهر و همچنين ميراثى نيست. و همچنين است اگر زن در مرض مرد كه متصل به موت است قبل از دخول بميرد مرد از او ارث نمىبرد. و اگر زن در حالى كه مريض است ازدواج كند و شوهر مريض نباشد سپس زن يا مرد بميرند از همديگر ارث مىبرند. و در دخول فرقى بين قُبُل و دُبر نيست. چنان كه ظاهراً آنچه معتبر است اين است كه مرگ مرد قبل از خوب شدن، مقارن اين مرض اتفاق بيفتد نه آنكه مردن او به جهت اين مرض باشد؛ پس اگر در اين مرض به علت ديگرى هم بميرد از همديگر ارث نمىبرند. و ظاهر آن است كه طولانى بودن مرض و كوتاهى آن فرق نمىكند. و اگر مرض شبيه ادوارى باشد، به طورى كه در وقتى كه وقفه پيدا مىكند، گفته مىشود كه خوب نشده است چنانچه در آن بميرد ظاهراً توارثى نيست و احتياط (مستحب)، مصالحه نمودن است.
مسأله ٤- اگر زوجهها متعدد باشند، ثُمن آن در صورت وجود فرزند و ربع آن در صورت نبود آن، بين آنها به طور مساوى تقسيم مىشود؛ پس ربع يا ثُمن تركه مال آنها است. و در مانع بودن فرزند از سهم بيشتر زن، بين اينكه فرزند خود آن زن باشد يا از زن ديگر؛ فرزند زن دائمى باشد يا منقطعه؛ فرزند بدون واسطه باشد يا با واسطه، فرق نمىكند. و زنى كه در