ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٧٤ - اولياى عقد
مگر اينكه مصلحتى باشد كه تزويج او را لازم كرده باشد. و در اين صورت خيار فسخ نيست؛ نه براى او و نه براى مولّى عليه، در صورتى كه عيب از عيوب مجوّزه فسخ نباشد. و اگر از اين گونه عيبها باشد ظاهراً خيار فسخ براى مولّى عليه بعد از بلوغش ثابت است.
اينها همهاش با علم ولىّ به عيب است وگرنه داراى تأمل و تردّد است؛ اگر چه در صورتى كه كوشش كند تا مصلحت را احراز نمايد، بعيد نيست كه صحيح باشد. و بنابراين كه صحيح باشد، ولىّ در عيوبى كه موجب فسخ مىباشند حق خيار فسخ دارد، همان طور كه مولّى عليه بعد از برطرف شدن حجر از او چنين حقى دارد. و در غير اين عيبها، بنابر اقوى نه براى او خيار فسخ هست و نه براى ولىّ.
مسأله ٩- سزاوار، بلكه مستحب است براى زنى كه مالك امر خودش است اينكه از پدر يا جدش اذن بگيرد و اگر آنها نبودند از برادرش و اگر چند برادر دارد از برادر بزرگتر اذن بگيرد.
مسأله ١٠- آيا وصى- يعنى كسى كه از طرف پدر يا جد قيّم است- در ازدواج بر صغير و صغيره ولايت دارد؟ داراى اشكال است و احتياط ترك نشود.
مسأله ١١- حاكم در نكاح بر صغير- پسر باشد يا دختر- با نبود پدر و جد ولايت ندارد. و اگر حاجت و ضرورت و مصلحتى كه رعايتش لازم است ازدواج را اقتضا كند به طورى كه بر ترك آن مفسدهاى مترتب شود كه بايد از آن اجتناب نمود، حاكم اقدام به تزويج او مىكند و احتياط به ضميمه نمودن اجازه وصى پدر يا جد در صورتى كه وجود داشته باشد ترك نشود. و همچنين است كسى كه بلوغ او در حال فساد عقل باشد يا فساد عقل او تجديد شود در صورتى كه بلوغ و تجدد فساد عقل، در زمان حيات پدر يا جد باشد.
مسأله ١٢- در ولايت اولياء، بلوغ و عقل و حرّيت و اسلام- در صورتى كه مولّى عليه مسلمان باشد- شرط است؛ پس صغير و صغيره بر كسى ولايت ندارند، بلكه ولايت در موردش مال ولىّ آنها است. و همچنين پدر و جد در صورتى كه ديوانه بشوند ولايت ندارند؛ و اگر يكى از آنها ديوانه شود ولايت مختص ديگرى مىشود. و همچنين پدرى