إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٤٣٢ - مستدرك سقوط الجدار بعد قضاء أمير المؤمنين عليه السلام بين الرجلين
حال مشاهده كرد از دير فرود آمد و پيش حضرت امير بايستاد و پرسيد كه تو پيغمبر مرسلى؟ فرمود: كه نى، پس گفته كه: تو فرشته مقربي؟ فرمود كه: نى، پس گفت كه: تو چه كسى؟ فرمود كه: من وصى پيغمبر محمد بن عبد اللّه خاتم المرسلين صلى اللّه عليه و سلم هستم.
راهب گفت: دست بيار كه من مسلمان مىشوم، حضرت امير كرم اللّه وجهه دست بوى داد، او گفت: أشهد أن لا اله إلا اللّه و أشهد أن محمدا رسول اللّه و أشهد أنك وصي رسول اللّه، بعد از آن حضرت امير از وى پرسيد: سبب آن چه بود كه مدتي بر دين خود بودى و امروز ايمان آوردى؟
گفت: اى أمير المؤمنين! بناى اين ويرانه براى كنند اين سنگ است و پيش از من بسيار در اين دير بودهاند، زيرا كه ما در كتب خود ديدهايم و از علماى خود شنيده كه در اين موضع چشمهاى است و بر بالاى آن سنگى كه كسى آن را نداند و كندن آن نتواند مگر پيغمبرى يا وصى پيغمبرى، چون ديدم كه تو اين كار كردى به آرزوى خود رسيدم و آنچه انتظار آن مىبردم يافتم. چون حضرت امير المؤمنين سخن آن بشنيد چندان بگريست كه محاسن مبارك وى از آب ديده تر شد، بعد از آن گفت:
الحمد للّه الذي لم أكن عنده منسيا و كنت في كتبه مذكورا.
مستدرك سقوط الجدار بعد قضاء أمير المؤمنين عليه السلام بين الرجلين
قد تقدم نقل ما يدل عليه عن أعلام العامة في ج ١٨ ص ٢٠١، و نستدرك هاهنا عن الكتب التي لم نرو عنها فيما سبق:
فمنهم الفاضل المعاصر محمد رضا في «الإمام علي بن أبي طالب كرم اللّه وجهه»