إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٣٠٢ - و منها كلام شيخ الجامع الأزهر
روشن، و اين اشارت است به كمال جمال آن حضرت همچو ماه مىدرخشيد و در كمال حسن و جمال بود يا آنكه آن حضرت در علم و بزرگى و شرف مشهور و انگشت نما بود و همچون ماه بدر در روشنى، و آن حضرت عزيز و توانا و غالب و فايق است بر اعدا، و اين اشارت است به غلبه و قدرتي كه آن حضرت را بر حجاج يوسف و آل مروان ظاهر شد.
چنانچه روايت كردهاند كه حجاج بن يوسف در قصد اولاد و اتباع و شيعه حضرت امير المؤمنين حيدر عليه السلام نهايت سعى و اهتمام مىنمود، و هر كس را مىدانست كه از اتباع امير المؤمنين (ع) است قصد مىكرد و ايشان را هلاك مىگردانيد تا به غايتي كه روزى گفت: مىخواهم كه امروز تقرب جويم به خداى تعالى به كشتن يكى از مردم ابو تراب. گفتند: از مردم او كسى نمانده، غلام پير او قنبر نام مانده و عمر او از صد سال گذشته است و مفلوج و زمين افتاده است. گفت: او را حاضر گردانيد، چون او را حاضر گردانيدند گفت: اختيار كن كه به چه طريق ترا بكشم. قنبر رضى اللّه عنه فرمود كه: حبيب من و مولاي من على مرتضى عليه السلام مرا خبر داده كه كشتن من به طريق گوسفند باشد كه او را ذبح مىكنند، پس حكم كرد كه او را به طريق گوسفند سر ببريدند و كرامت حضرت امير المؤمنين على عليه السلام ظاهر شد كه با وجود آنكه قنبر فرمود كه حضرت مولاي من على مرتضى عليه السلام مرا چنين خبر داده و حجاج عليه اللعنة و العذاب مىخواست كه اين سخن دروغ شود، حضرت حق تعالى دل صعب او را از آن صرف كرد كه به نوعى ديگر او را بكشد تا فرموده آن حضرت درست شود.
غرض كه حجاج لعين مردود را اهتمام به قتل و دفع اولاد امير المؤمنين على بن أبي طالب عليه و عليهم الصلوات و السلام بدين مرتبه بود. و در روايت صحاح آمده كه حضرت امام محمد باقر عليه السلام به مجلس حجاج عليه اللعنة رفت و حجاج در همه علوم آن حضرت سؤال كرد تا آخر پرسيد كه: بدترين قبايل عرب كدام قبيلهاند؟