إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٦٧٤ - وصف و مدح امام الثامن الضامن على بن موسى الرضا سلام الله عليه و ذكر قبر مبارك او
مىفرموده.
روايت كردهاند كه چون امر ولايت عهد تمام شد و مأمون خليفه در هر امرى از امور اقتدا بدان حضرت مىكرد و در وقت قبول خلافت آن حضرت شرط كرده بود كه در مدت حيات مأمون او را به هيچ امر از امور ولايت و ايالت و امور متعلقه به خلافت تكليف نكنند چون عيد اول در آمد صباح عيد مأمون كسى را نزد حضرت امام عليه السلام فرستاد كه هر چند ما شرط كردهايم كه ترا به هيچ امر تكليف نكنيم اما امروز روز عيد است چنان مىخواهيم كه امروز نماز عيد بگزارى تا مردمان بدانند كه ولايت عهد به تو مفوض شده.
حضرت امام در جواب فرمود كه: من شرط كردهام كه مرا به هيچ امر از امور متعلق به خلافت تكليف نكنند و امامت عيد از امور متعلقه به خلافت است. التماس دارم از امير المؤمنين كه مرا از اين امر معاف دارد. مأمون در جواب فرستاد كه خاطر ما چنين مىخواهد كه سيرت تو در نماز عيد بدانيم. مردمان به تو و سيرت تو اقتدا كنند و ترا از اين امر معاف نمىداريم. بعضى از محبان حضرت امام گفتند: در اين امر مبالغه حاجت نيست، حضرت امام نماز بگزارند و خاطر خليفه را بدست آورند.
حضرت امام فرمود: ايشان طاقت آن را نداشته باشند.
في الجملة از مبالغه و تكليف بسيار قبول فرمود و مأمون حكم كرد كه تمامى اكابر و بنى العباس و قواد لشكر و امراى عرب و بزرگان قريش و عامه علما و محدثان و قضات و طبقات خلايق بر درگاه حضرت امام عليه السلام روند و همراه حضرت امام متوجه عيدگاه شوند و اين حال در نيشابور بود. چون خلايق تمامى به درگاه آن حضرت جمع شدند و تصور داشتند كه او بر سيرت خلفا و صورت ايشان در موكب خلافت به عيدگاه خواهد فرمود آن حضرت صورت و طريقه كه حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم روز عيد به مصلى مىفرمود عمل نمود. غسل كرده و گيسوهاى مبارك را در پس سر انداخت و جامههاى سفيد تا نصف ساق بپوشيد