إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٦٦٤ - وصف و مدح امام الثامن الضامن على بن موسى الرضا سلام الله عليه و ذكر قبر مبارك او
صاحب المروة و الجود و الإحسان آن حضرت صاحب جود و مروت و نيكوكاريست. و اين اشارت است به جود و بخشش آن حضرت كه در عالم مشهور و مذكور بوده و تمامى ائمه هدى اگر چه موصوف به اين وصف كامل بودهاند و ليكن آن حضرت را مزيد اختصاص به اين وصف بوده است، و حكايت جود و بخشش و كرم آن حضرت مشهور است.
روايت كردهاند كه ابو نواس شاعر در خراسان سه بيت در مدح آن حضرت گفته بود و چون آن حضرت از خانه مأمون سوار شد ابو نواس در ركاب آن حضرت روان شد و آن سه بيت را بر آن خواند. آن حضرت او را سيصد دينار طلا جايزه فرمود.
روايت كردهاند كه دعبل خزاعى كه از شاعران مشهور و از مادحان اهل بيت است.
قصيده طويله مشهور كه در مرثيه و تعزيه شهيدان كربلا گفته بود و اول او اين است:
أبيات دعبل
منازل آيات خلت من تلاوة و مهبط وحي منزل القفرات فآل زياد في القصور مصونة و آل علي ساكن الفلوات و ديگر ابيات را كه در آنجا ندبه و تفجع بر شهيدان كربلا نموده تمام كرد [ه] نزد حضرت امام على رضا عليه السلام برد در خراسان و در مجلس آن حضرت، آن قصيده بخواند، آن حضرت را خوش آمد از آن مدح و صد هزار درهم او را به جايزه آن قصيده عطا فرمود. دعبل گفت: اى امام مىخواهم كه جامه مبارك خود كه پوشيدهاى به من عطا فرمايى. آن حضرت جامه مبارك خود بيرون كرد و به دعبل داد و فرمود: اين جامه [را] بعد از اين شأنى و حكايت هست.
دعبل چون جايزه بستد از خراسان متوجه بغداد شد همراه قافله عظيم اموال بسيار و تجار فراوان بودند. دعبل هم مال بسيار داشت. چون از خراسان بيرون آمدند.
بعضى از دزدان بر ايشان راه زدند و تمامى مال تجار و مردمان ببردند. دعبل روايت كند كه چون مالهاى مردم را ببردند و مال من نيز در ميان برفت، مرا چندان غم از فوت