إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٦٦٩ - وصف و مدح امام الثامن الضامن على بن موسى الرضا سلام الله عليه و ذكر قبر مبارك او
المستخرج بالجفر و الجامعة ما يكون و ما كان آن حضرت بيرون آورنده است به جفر و جامعه آنچه خواهد بود و آنچه بوده است. و اين اشارت است بدانكه آن حضرت علوم غيبيه را از جفر و جامعه استخراج مىفرموده. و جفر و جامعه علمي است كه مخصوص اهل البيت است و آن از جمله علوم غريبه است و ايشان جفر كبير كه آن جامعه جميع علوم و اسرار و حكم است احوال گذشته و آينده استنباط مىكردهاند و ما در اين مقام بيان حقيقت جفر كبير بنماييم كه آن چه چيز است:
بدانكه اشيا را در علم، وجودى هست در لفظ وجودى ديگر و در حفظ وجودى ديگر و در خارج و نفس الأمر وجودى ديگر. و حقيقت وجود شيء آن است كه در خارج و نفس الأمر باشند و اطلاق وجود بر آن حقيقى است و بر آن ديگرها به طريق مجاز اطلاق كنند نزد عامه عقلا. فاما طايفه از محققان صوفيه بر آن رفتهاند كه حقيقت وجود اشيا آن است كه در علم اللّه است و ديگر وجودهاى مجاز از آن وجود است و ظل اوست و به حقيقت اين كلام مناسب اين مقام نيست و مراد از اين آن است كه مبين گردد كه هر چيز كه وجودى در خارج و نفس الأمر دارد مىتواند بود كه او را وجودى در لفظ يا در خط پيدا شود كه دلالت كند بر او، پس تواند بود كه روال جميع علوم در وجود خطى پيدا گردد و جميع علوم از صور كتابت مستفاد شود و صور خطى مركب از مفردات حروف است و اصول مفردات حروف بيست و هشت حرف است و در جامعه جفر كبير بيست و هشت صفحه از براى هر حرف از حروف بيست و هشت گانه نهاده شده و در هر صفحه بيست و هشت سطر نهاده و در هر سطرى بيست و هشت خانه و در هر خانه چهار حرف نهاده، حرف اول حافظ حرف است و حرف دوم حافظ صفحه و حرف سوم حافظ سطر و حرف چهارم حافظ خانه.
و مراد از حافظ آن است كه اشارت بدان چيز نمايد و نگاه دارد مرتبه او را. مثلا در صفحه اول كه صفحه حرف اول است كه ألف است. در خانه اول از سطر اول