إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٦٧٨ - وصف و مدح امام الثامن الضامن على بن موسى الرضا سلام الله عليه و ذكر قبر مبارك او
امام فضل بن سهل ساعى بود و او در باطن از شيعه و موالي حضرت امام بود. اين معنى را خاطر نشان مأمون كردند و با او گفتند اگر قصد حضرت امام نمىكنى و دفع فضل بن سهل نمىنمايى خلافت از دست تو بيرون رود. و مأمون عليه اللعنة به سخن ايشان فريفته شد و در قصد حضرت امام شد و از خراسان متوجه بغداد گشت جهت تدارك امر ابراهيم بن مهدى و استمالت خاطر بنى العباس را مقصود بر قصد حضرت امام دانسته و حضرت امام آن معنى را از جفر و جامعه دانسته بود كه گويند مأمون يك خوشه انگور را نصفى مسموم ساخته بود و در طبقى نهاده بفرستاد و حضرت امام را عليه السلام طلب نمود و آن روز در موضع سناباد از مملكت طوس كه حالى اسم آن موضع مشهد است نزول كرده بود.
چون حضرت امام عليه السلام حاضر شد آن خوشه انگور در دست گرفت و از آن نصف كه زهرآلود نبود مىخورد و چون آن نصف بخورد گفت: اى ابو الحسن اين بسيار انگورى خوب است و مىخواهم كه تو از اين خوشه بخورى. حضرت امام مىدانست كه آن مسموم است فاما به قضاى حضرت حق تعالى راضى بود. امتناع از خوردن آن نتوانست نمودن، خوشه را از دست مأمون بستد و چند دانه از آن تناول فرمود و مزاج مباركش متغير شد. مأمون عليه اللعنة و العذاب به عيادت آن حضرت آمد و خستگى آن حضرت اشتداد يافت و روز سوم درجه شهادت يافته از اين منزل فانى به روضه رضوان انتقال فرمود.
ولادت آن حضرت در مدينه بود سنه ثمان و اربعين و مائه از هجرت، و بعضى گويند ولادت آن حضرت در يازدهم ذيقعده بود روز جمعه سنه ثلاث و خمسين و مائه. وفات يافت او در طوس از ممالك خراسان در قريه سناباد در آخر صفر و بعضى گويند در ماه رمضان بوده بيست و سوم ماه روز جمعه سنه ثلاث و مائتين.
و سن مبارك آن حضرت بعضى گويند پنجاه و پنج و بعضى گويند چهل و نه سال.
صلى اللّه عليه و على آبائه الطاهرين و أولاده الطيبين إلى يوم الدين.