إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٥٠٥ - و منها قول ابن روزبهان
دوزخ سپرد و مهدى بفرمود تا پاى مردار آن خارجى بكشيدند و بيرون بردند، و عذر خواهى حضرت امام كرد و او را روانه گردانيد و چنين اثرى غريب و كرامتي عجيب از آن حضرت ظاهر شد.
المطلع على أسرار الغيوب بتعليم اللّه الخالق آن حضرت مطلع و آگاه است بر پوشيدههاى غيبى به تعليم خداوند آفريننده.
و اين اشارت است به اطلاع آن حضرت بر اسرار غيبيه كه ائمه هدى را بوده به الهام و تعليم الهى، چنانچه روايت كردهاند كه يكى از محبان امام جعفر عليه السلام گفت:
من در بغداد بودم و منصور خليفه عباسي يراق كرده بود كه به حج برود. من به مكه آمدم و با حضرت امام حكايت كردم كه منصور خليفه امسال داعيه حج دارد. آن حضرت فرمود: منصور كعبه را نمىبيند. چون موسم حج شد، منصور به عزم حج از بغداد بيرون آمد. چون از بغداد روانه شد من به خدمت حضرت امام رفتم و گفتم:
منصور از بغداد بيرون آمده اين است. فرمود: منصور كعبه را نمىبيند. چون به مدينه رسيد رفتم و ديگر بار تكرار كردم. همان سخن فرمود. چون از مدينه بيرون آمد و متوجه مكه شد و نزديك مكه رسيد مرا شكى پيدا شد، چون به محل رسيد كه آن را چاه ميمون مىگويند و تا مكه يك دو فرسخ است شب در آنجا وفات كرد. صباح برخاستم و با خلايق به استقبال منصور رفتم و خاطر من ترددى بسيار در امام پيدا كرده بود. مردمان پى آمدند و خبر مىدادند كه منصور ديشب وفات كرد. من بازگشتم و آن خبر با حضرت امام بگفتم و در خواست كردم كه جهت من استغفار كند. چون آن حضرت بر دوستان خود عطوف و شفوق و مهربان بود جهت من استغفار فرمود.