آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٩٥ - يادآوري چند نكته
فاعلي فاقد علم حصولي و شوق نفساني بود، كارش اختياري نباشد يا علت غائي نداشته باشد، بلكه آنچه در هر كار اختياري ضرورت دارد، مطلق علم و حب است، خواه علم حضوري باشد يا حصولي، و خواه شوق زائد بر ذات باشد يا حبي كه عين ذات است.
بنابراين علت غائي در مجردات تام، همان حب به ذات خودشان است كه بالتبع به آثار ذات نيز تعلق ميگيرد، حبي كه عين ذات فاعل است.
ازاينرو در چنين مواردي مصداق علت فاعلي و علت غائي، ذات فاعل خواهد بود؛
٢. چنانكه اشاره شد مطلوبيت فعل، تابع مطلوبيت خير و كمالي است كه بر آن مترتب ميشود و ازاينرو مطلوبيت هدف نسبت به مطلوبيت فعل، از اصالت برخوردار است و مطلوبيت فعل، فرعي و تَبَعي خواهد بود.
اما هدفي كه از انجام كاري در نظر گرفته ميشود، ممكن است خودش مقدمهاي براي رسيدن به هدف بالاتري باشد و مطلوبيت آن هم در شعاع مطلوبيت چيز ديگري شكل بگيرد، ولي سرانجام هر فاعلي هدف نهايي و اصيلي خواهد داشت كه اهداف متوسط و قريب و مقدمات و وسايل، در پرتو آن مطلوبيت مييابند.
به هر حال، مطلوبيت فعل، فرعي و تبعي است، اما اصالت در اهداف، بستگي بهنظر و نيت و انگيزهٔ فاعل دارد، بهطوري كه ممكن است هدف معيّن براي يك فاعل، هدف متوسط، و براي فاعل ديگري هدف نهايي و اصيل باشد؛
٣. مطلوبيت اصلي هدف و مطلوبيت فرعي فعل و وسيله، در نفوس بهصورت شوق ظاهر ميگردد و متعلق آن، كمال مفقودي است كه در اثر فعل تحقق مييابد. اما در مجردات تام كه همهٔ كمالات ممكنالحصول براي آنها بالفعل موجود است، خير و كمال مفقودي متصور نيست كه بهوسيلهٔ فعل حاصل شود، و در واقع حب به كمال موجود است كه بالتبع به آثار آن تعلق ميگيرد و موجب افاضهٔ آن آثار، يعني انجام فعل ايجادي ميشود. پس مطلوبيت فعل مجردات هم فرعي و تَبَعي است، اما تابع كمال موجود است نه تابع مطلوبيت كمال مفقود؛
٤. كارهايي كه انسان انجام ميدهدممكن استآثارمتعددي داشته باشدكه همهٔ آنها