آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٩ - خلاصه
خلاصه
١. اصل عليت اصلي عقلي و متافيزيكي است و از راه تجربه بهدست نميآيد.
٢. استفاده از تجربه در صورتي ممكن است كه وجود اشياء مورد تجربه يقيني باشد و شناخت دقيق آنها نيز ميسر باشد. اثبات يقيني اين دو مطلب، نيازمند به قبول اصل عليت و قوانين فرعي آن است.
٣. از سوي ديگر، تجربه تنها ميتواند تقارن يا تعاقب پديدهها را در قلمرو خودش اثبات نمايد، ولي نه عليت مساوي با تقارن يا تعاقب است و نه با تجربه ميتوان امكان تصادف را در خارج از حوزهٔ اشياء تجربه شده نفي كرد.
٤. بنابراين كساني كه عليت را بهمعناي تقارن يا تعاقب پديدهها دانستهاند و همچنين كساني كه گرايش پوزيتويستي دارند، نميتوانند هيچ قانون كلي و قطعي را ثابت كنند.
٥. اين قضيه كه «هر معلولي نيازمند به علت است»، قضيهاي تحليلي و از بديهيات اوليه و بينياز از برهان است.
٦. وجود موجود معلول و وابسته را ميتوان فيالجمله با علم حضوري دريافت و با تركيب كردن مفاد آن با قضيهٔ بالا، ميتوان قضيهٔ بديهي ديگري به اين مضمون بهدست آورد: «معلولاتي كه در خارج وجود دارند، نيازمند به علت هستند».
٧. اما هيچكدام از اين دو قضيه نميتوانند مصاديق علت و معلول را تعيين كنند.
٨. بعضي پنداشتهاند كه موضوع اصل عليت، مطلق موجود است و ازاينرو بر برهان علهٔ العلل خرده گرفتهاند كه طبق اصل عليت، بايد خدا هم آفرينندهاي داشته باشد، غافل از اينكه موضوع اصل مزبور، «موجود معلول» است نه مطلق موجود.
٩. متكلمين موضوع اين قضيه را «موجود حادث» گرفتهاند و موجود قديم را منحصر به خداي متعالي دانستهاند، به گمان اينكه اگر موجودي هميشه باشد، نيازي به ايجادكننده نخواهد داشت.