آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٨٥ - حكمت و نظام احسن
و معناي دوم آن، صفتي است اضافي كه از مقايسهٔ بين افعال الهي و صفات ذاتيش انتزاع ميشود و به تبَع حدوث و كثرت افعال، متصف به حدوث و كثرت ميگردد.
همچنين ارادهٔ تشريعي الهي كه متعلق به صدور افعال خير از فاعلهاي مختار است، بهمعناي دوست داشتن جهت خيريت آنها كه جلوهاي از خيريت ذات الهي است، صفت ذات و بهمعناي انتساب تشريعاتي كه در ظرف زمان تحقق مييابند به حب ذاتي، صفت فعل و حادث ميباشد.
حكمت و نظام احسن
يكي ديگر از صفات فعليهٔ الهي، صفت حكمت است كه منشأ ذاتي آن حب به خير و كمال و علم به آنهاست. يعني چون خداي متعالي خير و كمال را دوست ميدارد و به جهات خير و كمال[١] موجودات نيز آگاه است، آفريدگان را بهگونهاي ميآفريند كه هرچه بيشتر داراي خير و كمال باشند. البته حب الهي بالاصاله به ذات مقدسش و بالتبَع به آفريدگانش تعلق ميگيرد و همين رابطهٔ اصالت و تبعيت در ميان مخلوقات نيز برقرار است، يعني مخلوقي كه جز نقص امكان و مخلوقيت، هيچ نقصي ندارد و داراي همهٔ كمالات امكاني به وصف وحدت و بساطت ميباشد، در درجهٔ اول از محبوبيت و مطلوبيت، و ساير مخلوقات بهحسب درجات وجود و كمالاتشان در درجات بعدي قرار ميگيرند تا برسد به مرتبهٔ ماديات كه ميان كمالات وجودي آنها تزاحم پديد ميآيد: از يك سوي، استمرار موجوداتي كه در مقطع زماني خاصي قرار دارند با پديد آمدن موجودات بعدي مزاحمت پيدا ميكند، و از سوي ديگر، تكامل يافتن بعضي متوقف بر دگرگوني و نابودي بعضي ديگر است، چنانكه رشد و نمو حيوان و انسان بهوسيلهٔ تغذيه از نباتات، و نيز تغذيهٔ برخي از حيوانات از برخي ديگر حاصل ميشود، و طبعاً موجودات كاملتر، از مطلوبيت بيشتري برخوردار خواهند بود.
دراينجاستكهحكمتالهيمقتضينظامياستكهموجبتحققكمالاتوجوديبيشتر
[١] ر.ك: در درس سى و نهم توضيحى پيرامون خير و كمال داده شد.