آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٧ - كيف مخصوص به كميات
زيرا علم حضوري به آنها تعلق نميگيرد و براي پاسخ به اين سؤال كه آيا آنچه را ما بهعنوان حالاتي از اشياء مادي درك ميكنيم، در متن خارج هم بههمين صورت وجود دارد يا نفس ما در اثر يك سلسله از فعل و انفعالات فيزيكوشيميايي و فيزيولوژيكي كه در بدن انجام ميگيرد، مستعد درك اين امور در درون خويش ميشود و نميتوان عين آنها را در جهان ماده اثبات كرد؟ براي پاسخ صحيح به اين سؤال بايد از براهيني استفاده كرد كه بعضي از مقدمات آنها از علوم تجربي گرفته ميشود و اثبات قطعي اينگونه مقدمات در گرو پيشرفت علوم مربوطه ميباشد. بهعنوان مثال، هنوز ماهيت انرژيها و رابطهٔ ماده و انرژي بهصورت يقيني شناخته نشده و ازاينرو نميتوان تحليل فلسفي يقيني دربارهٔ آنها ارائه داد.
فلاسفهٔ پيشين براي نور و حرارت واقعيتي جز همان حالت و عرضي كه بهوسيلهٔ اندامهاي حسي درك ميشود قائل نبودند، و از اين جهت آنها را ذاتاً بسيط و تجزيهناپذير ميانگاشتند، ولي براساس بعضي از نظرياتِ فيزيك جديد بايد آنها را از قبيل جواهر مادي بهحساب آورد و هرچند در اصطلاح فيزيك آنها را انرژي مينامند و در مقابل ماده قرار ميدهند، اما چون معتقدند كه ماده از تراكم انرژي بهوجود ميآيد و در اثر تجزيه و تشعشع تبديل به انرژي ميشود، بايد انرژي را هم از نظر فلسفي جزء اجسام بهحساب آورد، زيرا محال است كه جسم از غيرجسم تركيب شود، يا در اثر تجزيه تبديل به چيزي شود كه جوهر داراي امتداد (جسم) نباشد.
اما مطلب در اينجا خاتمه نمييابد و با دقت بيشتر روشن ميشود كه آنچه مورد درك مستقيم قرار ميگيرد، جوهر نور و حرارت نيست، بلكه صفت روشن بودن و گرم بودن آنهاست و در اينجا سؤال سابق تكرار ميشود كه آيا اين كيفيات محسوس به همانگونه كه در ظرف ادراك منعكس ميشوند، در خارج هم بههمين صورت وجود دارند يا نه؟
كيف مخصوص به كميات
فلاسفه يك دسته ديگر از كيفيات را بهنام كيفيت مخصوص به كميات ناميدهاند كه بخشي