آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٩ - نظريات فلاسفه دربارهٔ ماده و صورت
نظريات فلاسفه دربارهٔ ماده و صورت
تاكنون سه نوع جوهر مجرد و يك نوع جوهر مادي را مورد بحث قرار داديم و وجود آنها را اثبات كرديم. ولي قبلاً از پيروان مشائين نقل كرديم كه جوهر جسماني را مركب از دو جوهر ديگر بهنام ماده و صورت ميدانند كه اولي، حيثيت قوهٔ اجسام و ديگري حيثيت فعليت آنهاست. اينك به بررسي اين نظريه ميپردازيم:
اما پيش از هرچيز بايد يادآور شويم كه ماده بهمعناي زمينهٔ پيدايش موجود جديد و پذيرندهٔ فعليت آن، تقريباً مورد قبول همهٔ فيلسوفان است، چنانكه مثلاً آب را مادهٔ بخار، يا خاك را مادهٔ نبات و حيوان، يا دانه و هستهٔ گياه را مادهٔ آن مينامند و موجودي كه مادهٔ موجودات ديگر باشد ولي خودش از مادهٔ قبلي پديد نيامده، به اصطلاح داراي «وجود ابداعي» و بينياز از علت مادي باشد را مادهٔ المواد يا هيولاي اُولي ميخوانند. اختلاف نظر ارسطوئيان با ديگران در اين است كه آيا هيولاي اُولي جوهر فعليتداري است كه ميتوان آن را نوعي جوهر جسماني دانست يا اينكه قوهٔ محض و فاقد هرگونه فعليتي است و ويژگي آن تنها پذيرش صورتهاي جسماني است؟ نظر ارسطوئيان همين وجه دوم است كه بسياري از بزرگان فلاسفهٔ اسلامي مانند فارابي و ابنسينا و ميرداماد به آن قائل شدهاند و صدرالمتألهين نيز در بسياري از موارد از آنان پيروي كرده است. گو اينكه در پارهاي از موارد هيولي را «امري عدمي» ناميده و در برخي از موارد آن را بهعنوان سايهاي ياد كرده كه عقل براي موجودات جسماني در نظر ميگيرد، ولي وجودحقيقي ندارد،چنانكه مفهوم«سايه»از روشنايي ضعيف انتزاع ميشود و وجودي