آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٣ - خلاصه
خلاصه
١. فلاسفهٔ پيشين براي اثبات انواع جوهرهاي عقلاني به قواعدي مانند قاعدهٔ «الواحد» و قاعدهٔ «امكان اشرف» تمسك كردهاند و عقول عشره را براساس فرضيهٔ افلاك نهگانه اثبات نمودهاند.
٢. مفاد قاعدهٔ امكان اشرف اين است كه موجود اشرف بايد قبل از موجود اخس تحقق يابد، پس وجود اخس كاشف از تحقق اشرف در مرتبهٔ مقدم است.
٣. دليل معروف اين قاعده آن است كه صادر شدن اشرف و اخس با يكديگر، قاعدهٔ الواحد را نقض ميكند، و لازمهٔ تأخر اشرف اين است كه علت، پستتر از معلول باشد، و صادر نشدن اشرف به اين معناست كه خدا هم صلاحيت ايجاد آن را ندارد! پس بايد اشرف قبل از اخس صادر شود و واسطه در صدور آن باشد.
٤. بر پايهٔ اصول فلسفهٔ صدرایي، قاعدهٔ مزبور را ميتوان به اين صورت بيان كرد: در ميان موجوداتي كه نسبت تشكيكي خاص با يكديگر دارند، بايد موجود اقوي علت موجود ضعيف و مقدم بر آن باشد.
٥. دليل اين قاعده براساس اصول يادشده، آن است كه اگر موجود اقوي در مرتبهٔ مقدم وجود نيافته باشد، لازمهاش اين است كه معلول بدون علت قريب بهوجود آمده باشد و چيزي كه امكان عليت نسبت به آن را داشته، عملاً تأثيري در پيدايش آن نداشته باشد، در صورتي كه رابطهٔ عليت امري ذاتي و ضروري است.
٦. از اين قاعده ميتوان نتيجه گرفت كه چون جوهر عقلاني، امكان عليت نسبت به عالم مادي را دارد، بايد در مرتبهٔ مقدم بر آن بهوجود آمده باشد.
٧. نيز ميتوان نتيجه گرفت كه چون در ازای هر نوع از موجودات مادي ميتوان جوهري عقلاني را در نظر گرفت كه فقط واجد كمالات همان نوع باشد و نقش واسطه را در ايجاد آن ايفا كند، پس بايد عقول عرْضيه (مُثُل افلاطونيه) هم وجود داشته باشند.