آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٤ - خلاصه
٨. در مرتبهٔ سابق بر مرتبهٔ وجود عقول عرْضيه، بايد طبق قاعدهٔ امكان اشرف يك يا چند عقل كاملتر وجود داشته باشد.
٩. هيچكدام از عقول عرضيه ماهيت مشتركي با معلولات خودشان نخواهند داشت.
١٠. تعداد عقولي كه واسطهٔ بين عقل اول و عقول عرْضيه هستند، قابل تعيين نيست و فرضيهٔ عقول دهگانه با ابطال افلاك نهگانه باطل شده است.
١١. جوهر مثالي از نظر مرتبهٔ وجود، بعد از جوهر عقلاني و قبل از جوهر جسماني قرار دارد، و ازاينرو «برزخ» ناميده ميشود، ولي شيخ اشراق اين واژه را در مورد موجود مادي بهكار ميبرد.
١٢. جواهر مثالي يا مُثُل معلقه، غير از مُثُل افلاطوني است.
١٣. شيخ اشراق صور مرآتي و صورتهايي كه در خواب ديده ميشود و نيز جنيان را، از قبيل «اشباح مجرده» و مربوط به عالم مثال ميداند و حتي ديدن حسي (ابصار) را به مشاهدهٔ آنها تفسير ميكند.
١٤. ولي صور مرآتي در اثر انكسار نور بهوجود ميآيد و ادراك آنها مانند ديگر صورتهاي حسي و خيالي كه در خواب و بيداري ديده ميشوند مربوط به مرتبهٔ مثال نفس است، و اما جن، موجود جسماني لطيفي است كه مورد احساس افراد عادي قرار نميگيرد.
١٥. در نصوص ديني تعبيراتي مانند «اشباح» و «اظلال» و «مثال» يافت ميشود كه قابل انطباق بر جوهر مثالي است.
١٦. عمده دليل بر وجود عالم مثال، مكاشفات عرفاني است كه با روايات شريفه تأييد ميشود.
١٧. بعضي از فلاسفه كوشيدهاند به استناد قاعدهٔ امكان اشرف، عالم مثال را نيز اثبات كنند.
١٨. جريان اين قاعده منوط به اين است كه بتوان عالم جسماني را پرتوي از عالم مثالي دانست، و اثبات چنين مطلبي آسان نيست.