آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٤ - خلاصه
ج) شيخ اشراق آن را به جوهري كه قابل اشارهٔ حسي باشد تعريف كرده است.
٨. سادهترين تعريف جسم اين است: جوهري كه در سه جهت امتداد داشته باشد، و لازمهٔ آن اين است كه اولاً، در هريك از جهات سهگانه تا بينهايت قابل تقسيم باشد، و ثانياً، مكاندار باشد، و ثالثاً، قابل اشارهٔ حسي باشد، و رابعاً، داراي امتداد زماني باشد.
٩. جسماني عبارت است از موجودي كه تابع وجود اجسام باشد و مستقل از آنها تحقق نيابد و باقي نماند، و مهمترين ويژگي آن اين است كه به تبع جسم انقسامپذير باشد. ازاينرو روح را نميتوان جسماني دانست؛ زيرا نه جسم است و نه به تبع جسم انقسام ميپذيرد، علاوه بر اينكه مستقل از بدن هم باقي ميماند.
١٠. عرفا و فلاسفهٔ اشراقي نوعي ديگر از موجودات را اثبات كردهاند كه واسطهاي بين مجرد كامل و مادي محض است و گاهي «مجرد مثالي» و گاهي «جسم مثالي» ناميده ميشود.