ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢ - چهار - بطور كلى اگر حيات تكامل پذير براى يك فرد يا يك جامعه جدى مطرح شود ، با دنيا بدنيا خواهد نگريست ، نه در دنيا
را از شرمسارى ننگآور نجات مى دادند .
چهار - بطور كلى اگر حيات تكامل پذير براى يك فرد يا يك جامعه جدى مطرح شود ، با دنيا بدنيا خواهد نگريست ، نه در دنيا اين جمله « حيات را قربانى وسائل حيات نكنيد » از اصول بنيادين همهء اديان حقه و حكمتهاى سازنده ايست كه از مغزهاى انسان شناس و انسان دوست تراوش كرده است . بگذاريد براى درك شايستهء اين اصل يك مقدمهء مختصرى را بيان كنيم . آيا قبول داريد كه گرايش و انجذاب بيك موضوع روح انسانى را در خود آن موضوع هضم ميكند و آن بعد از روح كه تحت تأثير جدى آن موضوع قرار گرفته است ، تجسمى از همان موضوع مى شود - < شعر > اى برادر تو همان انديشه اى ما بقى خود استخوان و ريشه اى گر بود انديشه ات گل گلشنى ور بود خارى تو هيمهء گلخنى < / شعر > مولوى يقين داشته باشيم كه پاسخ اين سؤال مثبت است . و اگر بخواهيم پاسخ را روشنتر و قابل قبولتر براى عموم مطرح كنيم ، مى توانيم بگوئيم : گرايش و انجذاب جدى بيك موضوع ، موجب مى شود كه آن موضوع عينكى بر ديدگان روح بوده باشد كه بهر چيز بنگرد ، با همان عينك خواهد نگريست و ممكن است بجائى برسد كه همهء جهان هستى پرتوى از آن موضوع يا طفيلى آن موضوع تلقى شود . بهترين و روشنترين دليل اين مدعا را در پديدهء عشق مى بينيم كه عاشق بهر چيزى كه مى نگرد نمى تواند بدون عينكى كه از معشوق به چشمانش زده شده است ، در آن چيز بنگرد . گمان نمى رود يك عاقل آگاه پيدا شود و منكر اين اصل كه متذكر شديم ، بوده باشد . پس از اين مقدمهء مختصر مى توانيم طعم انسانى و ملكوتى جملهء امير المؤمنين ( ع ) را كه مى فرمايد :
١٠ ، ١٩ - من أبصر بها بصّرته و من أبصر أليها أعمته ( كسى كه با اين دنيا به دنيا