مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٣٢
در قتل پدر او دست داشتهاند، به قتل رسانيد و اگر برخى از ياران پيامبر (ص) مانع نمىشدند او مىخواست تمام اسيرانى را كه در مدينه بودند از دم تيع بگذراند.
جنايت «عبيداللَّه» موجى از اعتراض برانگيخت و همگان از عثمان خواستند كه قصاص شود و بيش از همه، اميرمؤمنان (ع) بر اين قصاص اصرار مىورزيدند. او به عثمان چنين گفت: «انتقام كشتگان بىگناه را از عبيداللَّه بگير» امّا عثمان در اجراى اين امر كوتاهى ورزيد. وقتى امام (ع) از تصميم خليفه مأيوس شد خطاب به «عبيداللَّه» فرمود: «اگر روزى بر تو دست يافتم تو را به قصاص قتل هرمزگان مىكشم». (پيشين، ص ٤٠)
هنگامى كه امام (ع) زمام امور را به دست گرفت عبيداللَّه در كوفه بود. او از ترس اجراى حد به شام گريخت و امام فرمود: اگر امروز فرار كردى، روزى به دام خواهى افتاد. چيزى نگذشت كه در نبرد صفين به دست على (ع) يا مالكاشتر كشته شد.
اين پيشواى قانونمدار همان كسى است كه بعدها در چنين صحنهاى كه براى خود وى پيش مىآيد نيز ثابت و استوار قانون محورى را به بازماندگانش سفارش مىكند و مىفرمايد: «اى نوادگان عبدالمطلب نكند شما بعد از قتل من، دست خود را از آستين بيرون آورده و در خون مسلمانان فرو كنيد و بگوييد: «اميرمؤمنان كشته شد» (و اين بهانهاى براى خونريزى شود). آگاه باشيد كه به خاطر من تنها قاتلم را بايد بكشيد».
ابن ابى الحديد شارح معتزلى مذهب نهجالبلاغه آنگاه كه از قول استادش به مقايسه امام على (ع) و معاويه مىپردازد پايبندى حضرت را به اصول و قوانين در حساسترين صحنهها؛ يعنى ميادين نبرد ترسيم كرده و مىگويد:
«.... امام على (ع) در جنگها فقط آنچه با كتاب و سنت موافق است را به كارگيرد ولى معاويه هم كتاب و هم سنت را آويزه خود قرار مىدهد و هم به مخالفت با آن عمل مىكند. همه نيرنگها و تدبيرها را به كار مىبرد چه حلال و چه حرام .... على (ع) به ورع و تقوا محدود و مقيّد است فقط به آنچه خدا راضى است؛ يعنى كتاب و سنت بر آن دلالت مىكند پاى بند است. به كينه، مكر و نيرنگهايى كه (براى حكومتداران) معمول است روى نمىآورد ...». (صرامى، ١٣٧٠، ص ٣٦٩)