ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٢ - مسئلهء دوم - عوامل بروز فتنه ها
كه واقعاً در توصيف ارزش و عظمت آنان ابراز ناتوانى مى كنيم ، در مقابل رديفهاى گوناگون آن گروهها كه در گذشته يادآور شديم قرار گرفتهاند ، مانند بىتفاوتها ، لذت پرستان ، مستان تخديرجو . . . اين پندار بطور قطع باطل است ، گروه ضد اين روشنفكران واقعى روشنفكر نماهايى اند كه انديشه و فعاليتى جز لجن مال كردن آن مقام مقدس ندارند ، زيرا گروه هايى كه در گذشته ياد آور شديم ، ممكن است قيافهء تضاد عمدى در مقابل روشنفكران به خود نگيرند ، و هدفهاى ناچيز خود را با وسايل پست و مناسب با آن هدف دنبال كنند ، در صورتى كه نمايشگران روشنفكرى با به خود بستن روشنايى ، تاريكىهاى خود را به عرصهء اجتماع مى آورند تضاد آنان با روشنفكرى واقعى در اينست كه گروه واقعى روشنفكرهاى روشنگر ابرها و گرد و غبارهاى فضاى اجتماع را بركنار مى كنند تا مردم خورشيد را ببينند و حيات خود را روشن بسازند ، در صورتى كه روشنفكر نماها يا گرد و غبار مى پاشند كه فضا را تيره كنند و يا سرمه هايى به ديدگان مردم مى كشند كه آنان را از فضاى انسانيت به وسعت كيهان ، به لانهء محقر خفاشان تغيير موقعيت بدهند يكى از عوامل بدبختى حيات اجتماعى مردم اينست كه نام هر گونه اصل شكنى روشنفكرى ناميده مى شود مخصوصا با نظر به حس نوگرايى بشرى كه به عقيدهء ما يكى از عاليترين و سازنده ترين نيروهاى انسانى است ، از اين كلمه نوگرايى چه سوء استفادهها كه نمى شود براى توضيح اين مسئله ، نخست اين حقيقت را كه نوگرايى در متن حيات دينى ما است ، چند بيت زير را از مولوى يادآور مى شويم :
< شعر > هر نفس نو مى شود دنيا و ما بىخبر از نو شدن اندر بقا عمر همچون جوى نو نو مى رسد مستمرى مى نمايد در جسد شاخ آتش را بجنبانى به ساز در نظر آتش نمايد بس دراز اين درازى خلقت از تيزى صنع مى نمايد سرعت انگيزى صنع نيك بنگر ما نشسته مى رويم مى نبينى قاصد جاى نويم پس مسافر آن بود اى ره پرست كه مسير و روش در مستقبل است < / شعر >