ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٣ - هر معصيتى سقوطى را بدنبال دارد
شخصى مانند عبادات ( نماز و روزه ) و غيره . سقوطى كه اين نوع گناهان بدنبال خود دارند ، معلول انحرافى است كه شخص گنهكار در نتيجهء مخالفت با دستورات الهى مبتلا شده است . در حقيقت ظلم به خويشتن كرده سدّ راه تكامل خويشتن گشته است .
مثلا مى گسارى او موجب فرسوده شدن سلولهاى مغزيش گشته ، خود را از درك عالى و فهم مفيد و حافظهء ذخيره كنندهء اطلاعات و هشيارىهايى محروم مى سازد كه حيات انسانى بدون آنها ، نه تنها با جمادات تفاوتى نمى كند ، بلكه تبديل به يك پديدهء مضر مى گردد كه همهء موجوديت آدمى را ببازى مى گيرد . اين گونه گناهان شخصى رابطهء انسان را با واقعيات دگرگون نموده ، مسير حيات شخصى را سنگلاخ و بى مقصد مى نمايند .
نوع دوم - گناهانى است كه باضافهء انحراف شخصى و نفى مقصد از مسير حيات ، تعدى و ظلم بديگران نيز ميباشد . مانند تعدى به حقوق انسانها ، بازى با حيات انسانها ، هدف ديدن خويشتن و وسيلهء قرار دادن ديگران : بدون ترديد سقوطى كه در نتيجهء اين گناهان بوجود مى آيد سختتر و وقيحتر از سقوطى است كه بدنبال گناهان شخصى بوجود مى آيد . لذا در منابع اسلامى اكيدا باين مسئله تذكر داده شده است كه ظلم بديگران و تعدى بر حقوق آنان ، قابل اغماض و عفو نيست ، مگر اين كه آن تعدى جبران گردد .
سطحى نگرانى كه موضوع گناه را جدى نمى گيرند . نه تنها از پيشرفت تكاملى انسانها جلوگيرى مى نمايند ، بلكه بنياد قوانين حيات اجتماعى را هم مى سوزانند ، زيرا وقتى كه پديده اى بعنوان گناه را منكر شويم ، ارزشى براى قوانين حيات اجتماعى هم نمى ماند كه انسانها براى تطبيق رفتار خود بر آنها خود بخود تحريك شوند .
لذا راه ديگرى براى ضرورت احترام بآن قوانين و عمل به آنها جز جلب پاداش و دفع كيفر يا زندگى زنبور عسلى نمى ماند . با اين وضع است كه اصل تنازع در بقا قدرت مى گيرد و با دادن اين شعار كه « قوانين تارهاى عنكبوتند كه تنها ناتوانان مانند مگس در آن گرفتار ميشوند » دست به فعاليت مى زند و به ريش هر چه