ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦١ - پيروزى از خدا و براى خداست و بس
بروز مى نمايد .
نوعى ديگر از اتّحاد ميان افراد نوع انسانى احساس مى شود كه عامل آن درونى بوده ، هيچگونه اختلافات جسمانى و آنچه كه ناشى از عوامل و انگيزههاى برون ذاتى است ، نمى تواند آن عامل را محو و نابود بسازد . ما اين نوع را اتحاد برين مى ناميم .
البته منظور ما از اين اتحاد برين آن نيست كه همهء انسانها در همهء جوامع و در همهء شرايط و دورانها از چنين اتّحادى بشكل مؤثر آن برخوردار بوده باشند بلكه ما با ملاحظهء مجموع مطالعاتى كه در بارهء انسان صورت گرفته است ، وجود استعداد خاصى را مى پذيريم كه اگر به فعليت برسد و بارور شود ، اتحاد شگفت انگيزى را ميان آدميان به وجود مى آورد . بهترين شاهد وجود اين استعداد ، پديدهء محبت و عشق ميان افراد فراوانى از انسانها است كه سرتاسر تاريخ را پر كرده است .
بر خلاف آنچه كه گمان مى رود ، محبت و عشق بوجود آورندهء اتحاد نيست ، بلكه اين دو پديده عامل حركت و به فعليت رسيدن استعداد مزبور است كه منجر به اتحاد مى گردد ، زيرا دو پديدهء مزبور مرتبهء شديدى از اراده است كه از كيفيتهاى خاص روانى است ، در صورتى كه اتحاد مورد بحث از جوهر جانهاى آدميان سر بر مى كشد .
فهم اين اتحاد براى كسانى كه هنوز حساب خود را با فعاليتهاى شهوانى و خيالات و خود پرستىهاى تصفيه گوناگون ننمودهاند ، امكان ناپذير است ، زيرا :
< شعر > عقل باشى عقل را دانى كمال عشق گردى عشق را بينى جمال < / شعر > لذا روى سخن ما با آن گمشدگان ميان بالاى شكم و پايين شكم نيست .
همچنين دمساز ما در اين گفتگو توماس هابس نيست كه از پشت عينك گرگ بودن به انسانها مى نگرد و مى گويد : انسان گرگ انسان است . و كارى با ماكياولى هم نداريم كه براى رسيدن به يك هدف منظور ، از بين بردن ميليونها انسان را