ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٢ - اكثريت باطل و باطل گرايان و اقليت حق و حق گرايان
اين دو قابل مقايسهء كمّى نيستند .
با اين مشاهدات عينى كه ما در عالم طبيعت داريم ، بطور يقين مى دانيم كه موضوع عظمتها و ارزشها فوق كميّت است بنا بر اين اكثريت نمودهاى باطل و باطلگرايان نمى تواند دليل واقعيت و يا ارزش آن دو باشد ، چنانكه اقليت نمودهاى حق و حق گرايان نبايد دليلى براى عدم واقعيت و بىارزشى آن دو تلقى گردد . جهان با عظمت هستى را در نظر بگيريد كه فوق محاسبات و ارزيابى ما است . براى توضيح ، نقطه اى از فضا را با بعضى از كراتش در نظر بگيريم : « كازارها با حجمى كه به بزرگى صد ميليون برابر خورشيد ما مى باشند ، چيزهاى وهمانگيز و فانتزى هستند . آنها پهنهء آسمان را با نورى كه صد برابر زيادتر از كهكشان ما با صد ميليارد ستاره اش مى باشد ، مى پوشاند . در بادى امر كازارها خورد و ناچيز بنظر مى آيند و اين امر ناشى از فاصلهء بسيار دور آنها است كه حتى در ماوراى دورترين سحابىها قرار دارند ، تقريبا در فاصلهء ده ميليارد سال نورى » .
[ رصدخانهء راديوئى پارك استراليا - تلسكوپ بزرگ كوه پالومار ] .
اين همه عظمت خيره كننده مى تواند با قوانين معينى توضيح داده شود و انسان با آن عظمت آشنايى پيدا كند ، ولى پديدهء حيات با اين اقليت در برابر آن اكثريت سرسام آور ، بدون پاسخ به هفت ميليون چون و چرا بقول « اوپارين » قابل درك نمى باشد . باز حيات كه در مقابل روان و روان در مقام روح تكامل يافته ، اكثريت دارد ، قابل مقايسه با عظمت روح تكامل يافته نمى باشد .
اين قانون مهم را بايد بخاطر بسپاريم . كه هر اندازه براى بوجود آمدن و يا استمرار يك شيء احتياج به دخالت عوامل بيشترى با كيفيتهاى متنوعى وجود داشته باشد ، معلوم مى گردد كه آن شيء داراى واقعيتى پر معنا و با عظمت است مانند پديدهء حيات و بالاتر از آن روان و بالاتر از هر دو ، روح تكامل يافته انسانى است . مى دانيم كه :
< شعر > صبر بسيار ببايد پدر پير فلك را تا كه از مادر گيتى چو تو فرزند بزايد < / شعر > و مى دانيم كه :