ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥ - ٨ - اعتراف پيمان شكنان
را از خون عثمان اثبات نكرد و نگفت : لئن نظرت بعقلك دون هواك لتجدنّى ابرأ النّاس من دم عثمان .
( اگر با عقل و خردت بنگرى ، نه با هوى و هوست ، قطعا خواهى ديد كه من برىترين مردم از خون عثمان مى باشم ) .
و آنگهى خون عثمان چه ارتباطى به تو دارد كه دادخواهى او را به خود ببندى ، نسل عثمان منقرض نشده است ، حق دادخواهى از آن نزديكترين خويشاوندان او است . و با وجود آنان نوبت به تو نمى رسد .
فرض كنيم كه هوى و هوسهاى مقام پرستى مى تواند در قاموس تو و امثال تو قانون جعل كند و حق دادخواهى را به تو بدهد بگو به بينم عثمان چند نفر است عثمان يك نفر است .
بسيار خوب ، آن كدام قانون است كه براى خونخواهى يك نفر كشتن صدها هزار نفوس بىگناه را تجويز مى كند پس تو به حكم هوى و هوس برخاسته اى و دادخواه نيستى ، تو آن بيدادگرى كه اسلام و مسلمين را سدّ راه رياست خود ديده تا ريشه كن كردن هر كس كه رويا روى تو بايستد آماده گشته اى . پس تو داد نمى خواهى ، بلكه حكومت بيدادگرانه مى خواهى .
فرزندم ، تو از سياست من آگاه نيستى ٨ - اعتراف پيمان شكنان طلحه و زبير نزد على بن ابي طالب ( ع ) آمده گفتند : يا امير المؤمنين ، تو از جفا و خشونتى كه در تمام دوران خلافت عثمان بر ما گذشته است ، اطلاع دارى و مى دانى كه همواره بنى اميّه منظور عثمان بود . خداوند پس از او خلافت را به تو عنايت كرده است ، سهمى از رياست را بما منظور نما .
با دقت در اين جملات ، پرده اى ديگر از حقايق دوران امير المؤمنين برداشته مى شود كه براى تحليل تاريخ مسلمين صدر اسلام بسيار سودمند است .