ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٤ - از آن تحول تكاملى كه پيامبر اسلام بوجود آورده بود ، منحرف گشته بهمان نقطه برگشتهايد كه مبدء حركت تكاملى شما بود
( آگاه باشيد ، آزمايشى كه امروز شما را در بر گرفته همانند آزمايش روزى است كه خداوند پيامبرش را برانگيخته بود ) .
از آن تحول تكاملى كه پيامبر اسلام بوجود آورده بود ، منحرف گشته بهمان نقطه برگشتهايد كه مبدء حركت تكاملى شما بود < شعر > نه چو تو هر روز واپستر روى سوى سنگى مى روى از گوهرى < / شعر > چرا به قهقرا برگشتهايد ، مگر پيامبر شما را از منجلاب بيرون نكشيد مگر راه را پيش پاى شما هموار نساخت كجا بوديد و امروز بكجا رسيديد مگر پيامبرى كه فرياد مى زد : ( لا إِكْراه فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ) [١] .
( اكراه و اجبارى در دين نيست ، رشد و گمراهى آشكار و از يكديگر تفكيك گشتهاند ) شما را مجبور به حركت تكاملى كرده بود كه امروز با رفتن او از اين دنيا بحال اولى خود برگشتهايد اين همه پافشارى روى جهل و خودخواهى براى چيست كجا رفت آن عظمتهاى انسانى كه در حيات پيامبر بدست آورده بوديد كو آن صميميتها و صفا و خلوص سازنده اى كه پيامبر در درون شما حكمفرما نموده بود براستى شما همان اشخاصيد آيا شماييد كه ابديت را در فروغ چشمان پيامبر ديده بوديد آيا شماييد كه عدالت و حقطلبى پيامبر ، شما را بطور رسمى وارد تاريخ انسانها كرده بود چنين مى نماييد كه نه محمدى ( ص ) در سرزمين شما بوده است ، نه جنبش و حركت و تحول تكاملى كه با پيكارهاى برونى و درونى آغاز شده بوده از روى حقيقت بشما مى گويم :
[١] البقرة آيهء ٥٦ .