ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٢ - براى هشياران اندرزها و تجارب روزگاران جدىترين وسايل خود سازى است
براى هشياران اندرزها و تجارب روزگاران جدىترين وسايل خود سازى است حوادث و رويدادهاى دنيا كه در طناب قانون علت و معلول يكى بدنبال ديگرى برمى خيزد و راه خود را پيش مى گيرد ، قاطعانه ترين دليل است براى اثبات اين كه كردارها و انديشهها و گفتارهاى ما نتايج خود را بدون استثناء به دنبال خود مى كشند و ما را در محاصرهء خود قرار مى دهند .
با توجه به سرگذشت بشر در تاريخ طولانى كه پشت سرگذاشته است ، حتى ناچيزترين حادثه اى پيدا نمى شود كه معلولى را بدنبال خود نياورد و يا معلول علتى نبوده باشد .
يكى از بارزترين انواع زنجير رويدادها ، حلقههاى ظلم و تجاوز به حقوق و حيات ديگر انسانها است كه معلول خود را كه حلقههاى متنوع كيفرها است بدنبال خود مى كشد . دير يا زود ، آگاهانه يا ناآگاه حلقههاى اين زنجير پشت سر هم به دست و پاى تجاوزكاران مى پيچد و آنان را راهى سيه چال سقوط مى نمايد .
نابينا آن فرد و جامعه ايست كه ديده از رنگ تند اين زنجير به بندد . ناشنوا آن فرد و جامعه اى كه گوشش از شنيدن حركت پر صداى آن كر باشد . كسى كه شخصيت ندارد ، موضوعى براى تزكيه و سازندگى آن ندارد ، چنين شخصى نيازى به تقوى و خويشتن دارى نمى بيند كه شخصيت خود را از متلاشى شدن در منجلاب فساد و ستمگرى محفوظ بدارد .
غافل از آنكه كيفرهاى جبرى فساد و تجاوز پا بپاى او حركت مى كند تا گريبانش را بگيرد و اگر تبهكارىهايش در حدّى از رذالت و وقاحت باشد كه كيفرهاى اين زندگى نتواند انتقام از او بگيرد ، بدون اين كه او را رها كند ، گريبان روحش را پس از جدائى از كالبد تن بدست مى گيرد و شرنگ جانگزاترى را به كام او مى ريزد .
براستى مگر پاداش فضيلت و عدالت را مى توان در لذايذ و مزاياى اين زندگى جست كه بتوان كيفر واقعى تجاوز و ستمكارى را در تلخىها و شكنجههاى ناچيز و