ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٧ - عدالت منها نمى كند ، بلكه اضافه مى نمايد
اين دو گروه هر چه در بارهء عدالت بيانديشند و بگويند ، جز صرف بيهودهء عمر خود و ديگران نمى توانند كارى انجام بدهند .
براى روشن شدن اين مطلب ، مضمون جمله اى از امير المؤمنين ( ع ) را كه در خطبههاى آينده خواهيم ديد ، در اينجا مى آوريم : « عدالت آن پيك امين است كه اگر روزى به نفع تو به سراغت آيد ، روزى ديگر به ضرر [١] تو در خانه ات را خواهد زد » .
عدالت يعنى رفتار مطابق قانون . قانون بيان كنندهء ضرورتها و شايستگىها در نوع ارتباطات آدمى با « جز خود » مى باشد . بنا بر اين : ١ - موضوع عدالت فوق خوشىها و ناخوشىها و لذتها و المها ميباشد .
٢ - عدالت درمان دردهاى زندگى اجتماعى ما است ، هيچ عاقلى توقع طعم شربت گوارا را از درمان ندارد .
٣ - عدالت عاليترين نمايندهء اوصاف الهى در روى زمين است ، اوصاف الهى فوق لذت و خوشى و شادىهاى طبيعى است .
٤ - در هر انسانى كه عشق به عدالت برافروخته شود ، فاصله ميان او و عشق به خدا گامى بيش نمانده است .
عدالت منها نمى كند ، بلكه اضافه مى نمايد اين جمله را بعنوان يك اصل انسانى بپذيريم كه : « ما نبايد چيزى را از روح انسانى باز بگيريم ، حذف و بريدن و منها كردن از روح آدمى غلط و ضد قانون است ، تعديلش كنيم و اصلاحش نماييم » .
ويكتور هوگو اگر چيزى شايستهء نابود شدن بود ، خدا آنرا در موجوديت آدمى قرار نمى داد . اگر يك نيرو و استعدادى در طبيعت آدمى زائد و مضر بود ، ميليونها حركات و فعاليتها و قوانين طبيعت دست بهم نمى داد تا آن نيرو و استعداد را به
[١] البته چنانكه در آينده توضيح خواهم داد ، مقصود ضرر واقعى نيست ، بلكه آن ناگوارى است كه در قلمرو حيات واقعى عين نفع است .