ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٠ - مرگ از ديدگاه على بن ابي طالب ( ع ) شربت گوارايى است براى حيات حقيقى
( شگفتا پس از آن همه تن در دادن به مخاطرات و تكاپو در كارزارها ، من از مرگ مى ترسم سوگند به خدا ، انس فرزند ابي طالب با مرگ بيش از انس كودك شيرخوار است به پستان مادرش ) .
مرگ از ديدگاه على بن ابي طالب ( ع ) شربت گوارايى است براى حيات حقيقى انس و الفتى كه على بن ابي طالب ( ع ) با مرگ دارد ، نه بجهت شكست خوردن او در قلمرو حيات طبيعى است و نه معلول « از خود بيگانگى » ، نه براى شتاب در راه وصول به بهشت است كه خود گفته بود : من خدا را نه براى طمع بهشت عبادت مى كنم و نه براى ترس از دوزخ ، بلكه انس آن زندهء حقيقى با مرگ ، معلول سپرى كردن دوران جنينى حيات بوده است كه مرگ را مانند شير خوشگوار و شربت لذت بخشى مى ديد كه نوشيدنش ورود به مرحلهء ابدى حيات را اعلان مى كرد :
< شعر > اين جهان همچون درخت است اى كرام ما بر او چون ميوههاى نيم خام سخت گيرد حامها مر شاخ را ز ان كه در خامى نشايد كاخ را چون بپخت و گشت شيرين لب گزان سست گيرد شاخهها را بعد از آن چون از آن اقبال شيرين شد دهان سست شد بر آدمى ملك جهان < / شعر > مولوى بلوغ و كمال حيات حقيقى بدون آگاهى كامل به آن ، امكانپذير نيست .
آگاهى كامل به حيات نمى تواند محصول نگرشهاى سطحى در حال غوطه ور شدن در شئون آن ، بوده باشد . بنا بر اين ، بطور قطع على بن ابي طالب ( ع ) حيات را با مبدء و پايان و متن اصلى آن ، شناخته است كه در بارهء حقيقت و خواص آن ، بدينگونه قاطعانه و از نزديك سخن مى گويد .
او لهو و لعب بودن زندگى ظاهرى را بخوبى درك كرده ، عظمت و ارزش