ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٦ - چه كنم در برابر اين كوته بينان ، بگويم يا ساكت شوم
٧ ، ٨ - فان اقل يقولوا حرص على الملك و ان اسكت يقولوا جزع من الموت ( اگر سخنى در حقيقت زمامدارى بگويم ، به حرص و طمع رياست متهمم خواهند ساخت و اگر سكوت كنم ، خواهند گفت ، على از مرگ مى ترسد ) .
چه كنم در برابر اين كوته بينان ، بگويم يا ساكت شوم آنانكه مقام و رياست را عاليترين هدف زندگى مى دانند ، با هر سخن و انديشه و رفتارى روبرو شوند ، با آن هدفى كه در نظر گرفتهاند ، آنها را تفسير و توجيه مى كنند ، آنانكه خود زندگى و فرار از مرگ را هدف تلقى كردهاند ، هر موضوعى را به بينند خواهند گفت : براى ادامهء زندگى و فرار از مرگ است . اين است اصل كلَّى استثناء ناپذير داورىهايى كه دامنگير مردم محروم از رشد انسانى است و چون آنان قدرت تماس با واقعيات را ندارند ، نه تنها خود از حيات واقعى بدورند ، بلكه باعث تيره و تار ساختن چهرهء ارزشها و شخصيتهاى سازنده نيز مى باشند .
آن مردم فراموشكار آگاهى و ضبط حوادث را مانند گناه نابخشودنى تلقى كرده گويى عناصر شخصيت امير المؤمنين عليه السلام را در دهها جنگ و پيكار كه با دلاورى و سلحشورى بىنظير ، جان بكف تلاش كرده بود ، نديده بودند خوابيدن او را در رختخواب پيامبر در ليلة المبيت ، بدون كمترين پروا از فرود آمدن شمشيرهاى برّان بر بدنش به فراموشى سپرده بودند [١] .
بعبارت كلىتر اگر چه آنان نادانتر از آن بودند كه تفكرات و ارزشيابى امير المؤمنين عليه السلام را در بارهء زندگى كه مرگ را براى او پل رهايى از زندان طبيعت نشان داده بود ، درك كنند و او را به هراس از مرگ متهم نسازند ، ولى آنان
[١] واقعا شگفت آورترين پديده ايست كه شجاعت بىنظير على بن ابي طالب را در همهء تاريخ بشرى اثبات مى كند ، با اين كه او يقين داشت كه ساعت ديگر دهها شمشير بران براى كشتن پيامبر در رختخوابش فرود خواهد آمد ، بجاى پيامبر در همان رختخواب در خواب گوارا فرو رفت