ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٧ - قدرت شرط اساسى تكليف است
ظاهرى قرار دادند [١] ، بطورى كه اگر آن حضرت با اين اقليت دست به پيكار مى زد ، باضافهء اين كه كشتار زيادى در حساسترين موقعيت اسلام ( روزهاى وفات پيامبر ) براه مى افتاد ، ساده لوحان كه اكثريت چشمگير را تشكيل مى دادند با راهنمايى زيركان جامعهء ابتدايى اسلام را با اين گمان پليد كه « على رياست مى خواهد » تيره و تار نموده اغتشاشات و جنگ و پيكارهاى جاهليت را تجديد مى كردند .
امير المؤمنين ( ع ) از اين آشوب و ارتداد سخت بيمناك بود ، لذا چنانكه در مواردى متعدد از نهج البلاغه مى بينيم ، آن حضرت دست از پيكار مى كشد و در مقام رهبر گروه محافظ اسلام انجام وظيفه مى نمايد .
بنا بر اين ، سكوت امير المؤمنين ( ع ) در چنان موقعيتى روى همان اصل بوده كه در جملهء « حركت براى پرواز بسوى مقصد ، نياز به بال و پر دارد » ابراز فرموده است .
دوم - تفسير اصل كلى مزبور :
قدرت شرط اساسى تكليف است تكليف نمودن انسان به ما فوق قدرت از هر مقامى كه باشد ، موافق منطق اصول انسانى نيست .
اين قانون عمومى ملل و اقوام در همهء شئون بشرى است ، مخالف اين قانون همان سفسطه بازانند [٢] كه زير و رو كردن واقعيات و شعبده بازى در معارف بديهى ،
[١] منظور ما از اقليت ظاهرى اينست كه اكثريت قريب به اتفاق واقعى بنا بنقل منابع معتبر با امير المؤمنين بوده است . اين اقليت شبيه به همان اقليت هواداران حسين بن على ( ع ) در كوفه بود كه وقتى امام حسين ( ع ) در راه كوفه از دو مرد اسدى پرسيد كه وضع كوفه چگونه است در پاسخ او گفتند : دلهاى همهء مردم با تست ، ولى شمشيرها را بروى تو كشيدهاند . ( قلوبهم معك و سيوفهم عليك ) .
[٢] قديمى ترين اشخاص كه در تفكرات خودروش سوفسطائى داشتند ، چهار نفر از يونان بودهاند . پروتاگوراس ، گورگياس ، هيپياس ، ثراسيماكوس و در دورانهاى بعدى مى توان ايده آليستهاى افراطى را از هم مكتبان سوفسطائىها محسوب نمود .