إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧٠ - نقد و بررسى كلام شيخ اعظم قدس سره
شيخ اعظم قدّس سرّه: استصحاب، جارى مىشود و دليل ما اين است كه:
اماره غير معتبر بر دوگونه است: الف: گاهى به عدم اعتبار آن يقين داريم مانند قياس [١] و استحسان.
ب: گاهى اماره غير معتبر به نحوى است كه نه دليلى بر اعتبارش قائم شده نه دليلى بر عدم اعتبارش بلكه مردد هستيم كه معتبر است يا نه پس اماره غير معتبر بر دوگونه شد.
به نظر شيخ اعظم قدّس سرّه معناى يقين به عدم اعتبار اماره، اين است كه: وجودش «كالعدم» مىباشد يعنى: فرض كنيد آن اماره وجود ندارد، به اين معنا كه:
هر حكمى كه با عدم آن اماره بود با وجودش هم مطرح است و يكى از آثار نبودن آن اماره، جريان استصحاب بود، اكنون هم كه يقين به عدم اعتبارش داريد و معنايش اين است كه وجودش را «كالعدم» فرض كنيد، مفهومش اين است كه: همان اثرى كه بر نبودن آن اماره، مترتب بود- التى منها الاستصحاب- بر وجودش مترتب نمائيد [٢].
اما اگر مردد شديد كه امارهاى معتبر است يا نه، به نظر ايشان از جهت بقا و عدم بقاء حالت سابقه، ظن به خلاف داريد اما آن ظن، ظنى است كه پشتوانهاى ندارد و نمىدانيد معتبر است يا نه، در حقيقت اگر بخواهيد برخلاف حالت سابقه رفتار نمائيد، نقض يقين به شك نمودهايد زيرا پشتوانه ظن مذكور، شك است و نمىدانيد، معتبر است يا نه و معناى شك در اعتبار و عدم اعتبار يك اماره، اين است كه چنانچه بخواهيد با وجود آن اماره، حالت سابقه را نقض كنيد، نقض يقين به شك نمودهايد نه نقض يقين به ظن و نفس اخبار «لا تنقض» دال بر اين مطلب است.
[١]روايات فراوانى در مذمت قياس، وارد شده و يقين داريم، قياس در مسلك شيعه حجيت ندارد.
[٢]به ذهن كسى خطور نكند كه: وجود آن اماره، مانع جريان استصحاب است.