إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧٢ - نقد و بررسى كلام شيخ اعظم قدس سره
مىباشد، چنين است كه: نمىتوانند طريقى براى اثبات مفاد خودشان باشند [١] اما اينكه نمىتوانند مانع جريان استصحاب شوند، علتش چيست؟
ممكن است همان قياسى كه علم به عدم اعتبارش داريم از نظر جريان استصحاب، مانع آن شود اما نبايد گفت اكنون كه مانع استصحاب شد، معنايش اين است كه قياس، حجت است بلكه مانع استصحاب مىشود و شما به اصالت البرائت [٢] تمسك كنيد. معناى عدم اعتبار قياس، اين نيست كه وجود قياس «كالعدم» هست و هر معاملهاى كه با عدم قياس مىشد با وجود قياس هم بشود بلكه مفهومش اين است كه: قياس نمىتواند براى اثبات حكم، نقشى داشته باشد و مدلول خود را ثابت كند اما اينكه نمىتواند مانع استصحاب شود، دليلش چيست؟ بلكه ممكن است همان قياسى كه عدم اعتبارش معلوم است از نظر جريان استصحاب، صلاحيت مانعيت داشته باشد و معناى مانعيتش اين است كه بايد از استصحاب، رفع يد نمود نه اينكه به جاى آنهم قرار گيرد بلكه به جاى آن بايد [به اختلاف موارد] به سائر اصول عمليه رجوع نمود.
قوله: «و لعله اشير اليه [٣] بالامر بالتأمل [٤] فتأمل جيدا».
[١]يعنى: آن اماره براى اثبات مفاد خودش صلاحيت ندارد.
[٢]يا سائر اصول عمليه.
[٣]اى: اشير الى الاشكال المزبور و هو عدم اقتضاء الظن غير المعتبر للعقد الايجابى اعنى ترتيب آثار الشك عليه، و ضمير «لعله» للشأن.
[٤]الف: حيث قال الشيخ الاعظم «و ان كان- يعنى الظن غير المعتبر- مما شك فى اعتباره فمرجع رفع اليد عن اليقين بالحكم الفعلى السابق بسببه الى نقض اليقين بالشك، فتأمل جدا».] ر. ك: منتهى الدراية ٧/ ٧٢٣.-