إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٦٩ - فصل در انقلاب نسبت
چنانچه بخواهند مجددا آن را تخصيص بزنند، تخصيص ثانى يا مستوعب تمام افراد عام مىشود يا اگر مستوعب هم نشود، تخصيص اكثر، لازم مىآيد- كه هيچكدامش جائز نيست.
در همان مثال قبل، يعنى: الف: «اكرم كل عالم». ب: يستحب اكرام العدول.
ج: «يحرم اكرام فساق العلماء». وقتى «اكرم كل عالم» با دليل ج تخصيص خورد براى عام فقط علماء عدول، باقى مىماند حال اگر دوباره بخواهيم به وسيله دليل ب- يستحب اكرام العدول- برآن عام، تخصيص وارد نمائيم و بگوئيم اكرام عدول هم مستحب است، هيچ فردى براى آن، باقى نمىماند [١] يعنى: مستوعب تمام افراد، عام مىشود.
گاهى هم مستوعب تمام افراد عام نيست لكن مستلزم تخصيص اكثر مىباشد.
مثال: الف: «اكرم كل عالم». ب: «يحرم اكرام فساق العلماء». ج: «يستحب اكرام الهاشميين». اگر دليل الف را به وسيله دليل ب تخصيص بزنيم، علماء عدول، تحت «اكرم كل عالم»، باقى مىماند حال اگر طبق دليل ج بگوئيم اكرام هاشمى- اعم از اينكه عالم باشد يا نباشد- مستحب است و بخواهيم به وسيله آن، تخصيصى بر اكرم كل عالم، وارد نمائيم، براى «اكرم كل عالم»، چندان فردى باقى نمىماند، فساق كه خارج شده و در ميان عدول هم فرض كنيد اكثريت علما با هاشميين است اگر دوباره تخصيصى برآن عام، وارد نمائيم و هاشميين را از وجوب اكرام علما خارج نمائيم و بگوئيم اكرام هاشمين، مستحب است براى آن، فرد يا افراد قليلى باقى مىماند و اكثرا خارج هستند، اين
[١]چون فساق به وسيله تخصيص اول از تحت عام، خارج شد، عدول هم كه اكرامشان مستحب است پس «اكرم كل عالم» هيچ مصداقى ندارد.