إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٢ - مقام دوم
اگر اين احتمال، مطرح شد، شما يقين به عدم كريت را با شك در بقاء كريت نقض نكرديد بلكه با يقين به حدوث كريت نقض نموديد زيرا يقين داريد كريت، حادث شده و احتمال دارد، كريت در ساعت دوم باشد، اگر كريت متيقنه در ساعت دوم، حادث شده باشد، يقين به عدم كريت در ساعت اول با شك، نقض نشده بلكه با يقين، نقض شده منتها مسئله به آن صورت، يقينى نيست يعنى: داراى دو طرف هست: يك طرفش اين است كه شما يقين به عدم كريت را با شك نقض كنيد- در صورتى كه كريت در ساعت سوم، حادث شده باشد- و طرف ديگرش اين احتمال است كه كريت متيقنه در زمان دوم، حادث شده باشد كه طبق احتمال اخير، شما يقين را با شك، نقض ننموديد بلكه با يقين نقض كرديد.
به عبارت ديگر: همانطور كه اگر بخواهيد حكم به حرمت يك مايعى نمائيد، بايد احراز كنيد كه آن مايع، خمر است يعنى، خمريت كه موضوع حرمت است بايد محرز باشد و با شك در خمريت نمىتوانيد حكم حرمت را برآن مترتب نمائيد. در «لا تنقض اليقين بالشك»، حكمى داريم و موضوعى، كه موضوع ما «نقض اليقين بالشك» هست و بايد در تمام موارد استصحاب، نقض يقين به شك، محرز باشد. بايد يقين داشته باشيد كه اگر استصحاب ننمائيد و حالت سابقه متيقنه را ادامه ندهيد، نقض يقين به شك نمودهايد [١] پس عنوانى كه در دليل «لا تنقض» به نام «نقض اليقين بالشك» اخذ شده بايد در تمام استصحابات، محرز باشد.
سؤال: شما كه احتمال مىدهيد آن حادث در زمان دوم [٢]، عبارت از كريت باشد، اگر عدم كريت در ساعت اول را ادامه دهيد آيا اين، نقض يقين به شك است يا اينكه
[١]فرضا چرا حكم مىكنيد، نماز جمعه در عصر غيبت، واجب است؟ چون يقين داريد اگر حكم به وجوب ننمائيد، يقين را با شك نقض كردهايد.
[٢]كه يقين به حدوثش داريد.