پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١ - شرح و تفسير همه از تدبير او سخن مىگويند
شبيه همين معناى بديع در خطبه اوّل «نهج البلاغه» به صورت ديگرى بيان شده است؛ آنجا كه مىفرمايد: (أنشأ الخلق إنشاءا، و ابتدأه ابتداءا ...).
سپس در ادامه و توضيح اين سخن چنين مىفرمايد: «آن قدر از ملكوت قدرت خود و شگفتىهايى- كه آثار حكمتش از آن سخن مىگويد و از نياز موجودات به قدرت بر پا دارندهاى خبر مىدهد- به ما نشان داده كه ما را بى اختيار به معرفت و شناخت او دعوت مىكند». (و أرانا من ملكوت قدرته، و عجائب ما نطقت به آثار حكمته، و اعتراف الحاجة من الخلق إلى أن يقيمها بمساك قوّته، ما دلّنا باضطرار قيام الحجّة له على معرفته).
به تعبير ديگر: از سويى، خداوند آثار قدرتش را در پهنه جهان هستى كه از همه موجودات آشكار و نمايان است، به همگان نشان داده؛ و از سوى ديگر، نظم پيچيده و حساب شدهاى كه بر آنها حاكم است، نشان مىدهد كه نگهدارى آنها نياز به علم و قدرت بىپايان و ربوبيّت و تدبير فوق العاده دارد. بنابر اين، هم در ايجاد، و هم در بقا، بيانگر آن مبدأ بزرگ علم و قدرت است و لحظه به لحظه و ذرّه به ذرّه وجود آنها، حكايت از آن ذات پاك مىكند؛ به گونهاى كه هر انسانى را وادار به اعتراف مىسازد و چراغ معرفتش را در درون دلها بر مىافروزد.
در ادامه اين سخن مىافزايد: «بدين ترتيب، ابداعاتى را آثار صنع او و نشانههاى حكمتش به وجود آورده كه هر يك از مخلوقاتش حجّت و دليلى بر وجود او هستند؛ هر چند به ظاهر مخلوقى خاموشند، ولى (با زبان بى زبانى، امّا با صراحت و وضوح) از تدبير او سخن مىگويند و همواره گواه بر آفريدگارند». (فظهرت البدائع الّتي أحدثتها آثار صنعته، و أعلام حكمته، فصار كلّ ما خلق حجّة له، و دليلا عليه؛ إن كان خلقا صامتا، فحجّته بالتّدبير ناطقة، و دلالته على المبدع قائمة). [١]
[١] ضمير «حجّته» و «دلالته» به خلق خدا بر مىگردد، نه به خالق.