پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦١ - ترجمه
از سوى سوم، در ابلاغ اين مأموريّتها نهايت امانت را رعايت كرد.
و از سوى چهارم، خودش نيز در عمل، اين راه را بپيمود و سرمشقى براى همگان شد.
و از سوى پنجم، به فكر نسلهاى آينده بود و پرچم حق را كه همان كتاب و سنّت باشد، در ميان مردم به يادگار گذاشت.
در تفسير «راية الحقّ» (پرچم حق) در ميان مفسّران گفتگوست؛ بعضى آن را به قرآن مجيد، و بعضى به كتاب و سنّت و بعضى به قرآن و عترت- كه در حديث ثقلين آمده است- تفسير كردهاند.
ولى با توجه به جملههايى كه از «دليلها مكيث الكلام ...» شروع مىشود، مناسبتر از همه آن است كه «راية حق» همان كتاب و سنّت باشد (زيرا كتاب اللّه، دعوت به سنّت هم نموده است).
سپس مىافزايد: «پرچمى كه هر كس از آن پيشى گيرد از دين خارج شود، و هر كس از آن عقب بماند هلاك گردد، و آن كس كه ملازم آن باشد (به سر منزل سعادت) مىرسد». (من تقدّمها مرق [١]، و من تخلّف عنها زهق [٢]، و من لزمها لحق).
جملههاى سهگانه بالا درباره نحوه برخورد گروههاى سهگانه مردم با حق و واقعيّت است: گروهى اهل افراطند و از حق پيشى مىگيرند و در بيراههها سرگردان و گمراه مىشوند؛ مانند خوارج كه به گمان خود مىخواستند در عمل كردن به قرآن، از امام زمان خود پيشى بگيرند و با كارهاى احمقانه، گرفتار تضاد شدند. يا همچون كسانى كه در عصر پيامبر هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در سفر روزه خود را افطار كرد، آنها گفتند: ما چنين نخواهيم كرد و احترام ماه رمضان را بايد حفظ كنيم! كه آنها به
[١] «مرق» از مادّه «مروق» (بر وزن غروب) به معناى خارج شدن تير از كمان است و بر همين اساس، به «خوارج» كه از ايمان خارج شدند، «مارقين» گفته مىشود.
[٢] «زهق» از مادّه «زهوق» به معناى اضمحلال و هلاكت و نابودى است.