پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٢ - شرح و تفسير به سرعت همه چيز دنيا پايان مىيابد
كردهاند، گويى بلافاصله در كنار آن قرار گرفتهاند؛ (آرى، دنيا آنچنان به سرعت مىگذرد كه تا چشم بر هم مىزنند همه چيز پايان مىيابد)». (فإنّما مثلكم و مثلها كسفر [١] سلكوا سبيلا فكأنّهم قد قطعوه، و أمّوا [٢] علما فكأنّهم قد بلغوه).
در ادامه اين سخن و تأكيد بر مطلب بالا مىافزايد: «چه نزديك است كسى كه (در اين دنيا) به سوى مقصد پيش مىرود، به محض حركت، به آن برسد!». (و كم عسى المجري [٣] إلى الغاية أن يجري إليها حتّى يبلغها!).
و در تعبير و تأكيد ديگرى اضافه مىفرمايد: «چگونه مىتواند اميد به بقاء داشته باشد آن كس كه روز معيّنى در پيش دارد كه از آن نمىتواند فراتر برود، و مرگ به سرعت او را دنبال مىكند، و به پيش مىراند، و اجل او را به زور و بر خلاف ميلش به جدايى از دنيا وادار مىسازد!». (و ما عسى أن يكون بقاء من له يوم لا يعدوه، و طالب حثيث [٤] من الموت يحدوه [٥]، و مزعج [٦] في الدّنيا حتّى يفارقها رغما! [٧]).
اين تعبيرهاى چهارگانه، كه هر يك در قالب الفاظى نوريخته شده، يك حقيقت را بيان مىكند و آن ناپايدارى دنيا و بىاعتبارى آن است. حقيقتى كه غالب انسانها از آن غافل و بىخبرند و همين غفلت، بلاى سعادت و خوشبختى آنها است.
سپس امام عليه السّلام از اين بحث (ناپايدارى و بىاعتبارى دنيا) نتيجهگيرى مىكند و در بيانى زنده و گويا مىفرمايد: «حال كه چنين است براى به دست آوردن عزّت و
[١] «سفر» جمع «سافر» به معناى مسافر است.
[٢] «أمّوا» از مادّه «امّ» (بر وزن غم) به معناى قصد كردن است.
[٣] «مجرى» از مادّه «اجراء» در اينجا كنايه از مسافر است و در تفسير جمله بالا، نظرات مختلفى از سوى مفسّران اظهار شده است و آنچه در بالا گفتيم از همه مناسبتر به نظر مىرسد.
[٤] «حثيث» از مادّه «حثّ» (به فتح حاء) به معناى تحريك كردن و به سرعت دنبال كارى رفتن است.
[٥] «يحدو» از مادّه «حدى» به معناى راندن شتر همراه با آوازى است كه ساربانها مىخوانند؛ سپس به معناى هر گونه راندن و سوق دادن به كار رفته است.
[٦] «مزعج» از مادّه «ازعاج» به معناى بيرون راندن و مضطرب ساختن و ريشهكن كردن است.
[٧] «رغم» به معناى مجبور ساختن است و گاهى اضافه به «انف» مىشود كه مىگويند به «رغم انف» يعنى بينى كسى را به خاك ماليدن.