پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٧ - شرح و تفسير شما بردگانى هستيد در قيافه اربابان!
گمراهى شما شود. آنها قطعا بر باطلند، ولى در باطل خود كوشا و مصمّماند و گوش بر فرمان معاويه دارند؛ ولى شما با اينكه در مسير حق گام برمىداريد، افرادى سست و بىاراده و در برابر فرمانده خود، سركش و عصيانگريد و اين صفات در هر كس و هر قوم و ملّتى باشد، سرنوشتى جز شكست نخواهد داشت.
و عجب اينكه، همين سخن را «مسلم بن عقبه» (همان كسى كه از سوى يزيد، فرمانده لشكرى بود كه مدينه را به خاك و خون كشيد) در برابر اهل شام هنگامى كه مىخواست آنها را به ميدان نبرد بكشاند تكرار كرد. گفت: اى مردم شام! شما از نظر شخصيّت و نسب برترين عرب نيستيد؛ جمعيّت شما نيز بيش از ديگران نيست و منطقه زندگى شما نيز گستردهتر نمىباشد. اگر شما بر دشمنانتان پيروز مىشويد، تنها به خاطر انضباط و اطاعت از پيشوايان، و ايستادگى در برابر دشمن است؛ در حالى كه دشمنان شما چنين نيستند. [١] سپس به نكته مهمّى در اين رابطه اشاره كرد، مىفرمايد: «امتها همواره از ظالم زمامدارانشان در وحشتند، ولى من از ظلم پيروانم بيمناكم!» (و لقد أصبحت الأمم تخاف ظلم رعاتها، و أصبحت أخاف ظلم رعيّتي).
هميشه در طول تاريخ، ملّتها از حكومتهاى خود كامه خود و مظالم آنها در وحشت و اضطراب بودند، به گونهاى كه اين يك امر طبيعى محسوب مىشود؛ ولى اين مسأله در مورد امام عليه السّلام دگرگون شد! هيچ كس ترسى از ظلم و ستم او نداشت، چرا كه كمترين ظلم و ستمى از او سر نمىزد و به عكس، امام پيوسته نگران كارشكنىها، بىوفايىها، توطئهها و ندانم كارىهاى اصحابش بود؛ و البتّه چنين افرادى بايد سرانجام زير چكمه ستمگران، پايمال شوند و شدند.
سپس مطلب را باز كرده و انگشت روى نقاط ضعف عجيب كوفيان و عراقيان آن
[١] ابو مخنف، طبق نقل شرح نهج البلاغه مرحوم تسترى، جلد ١٠، صفحه ٥٩٦. (با كمى تلخيص).