پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١ - شرح و تفسير آفرينش آسمانها
و جمله دوم، اشاره به پيوند اجزاء هر كره نسبت به خود مىباشد. بنابر اين، در ميان دو جمله بالا هيچ گونه تضادّى نيست. آنجا كه مىفرمايد: فاصلهها را بى آنكه بر چيزى تكيه داشته باشند نظام بخشيد و در جمله بعد مىگويد: شكافها را به هم پيوند داده است. چرا كه يكى ناظر به كلّ و ديگرى ناظر به اجزاء است (وحدت ضميرها مشكلى در اينجا ايجاد نمىكند، چرا كه هر دو به آسمانها بر مىگردد، يكى به مجموعه و ديگرى به اجزاء). (دقّت كنيد!).
در جمله سوم، به رابطه در ميان كرات آسمانى كه با هم قرين هستند اشاره مىفرمايد: و مىگويد: «خداوند آنها و نظاير آنها را به يكديگر مربوط ساخت.» (و وشّج [١] بينها و بين أزواجها).
اين تعبير ممكن است اشاره به منظومههاى عالم بالا بوده باشد كه مجموعههايى را تشكيل مىدهند كه از كرات شبيه به يكديگر تشكيل شدهاند و به اين ترتيب، در اين كلام كوتاه و پر معنا، هم اشاره به نظمى شده است كه بر هر يك از كرات حاكم است و هم اشاره به منظومهها و مجموعه عالم بالا. [٢] در چهارمين جمله اشاره به طرق صعود و نزول فرشتگان به آسمانها كرده، مىفرمايد: «مشكل فرود آمدن فرشتگان را براى ابلاغ فرمان او، و بالا بردن اعمال مخلوقات را به آسمان آسان نمود». (و ذلّل للهابطين بأمره، و الصّاعدين بأعمال خلقه، حزونة [٣] معراجها).
[١] «و شّج» از مادّه «وشج» (بر وزن نسج) در اصل به معناى در هم فرو رفتن و مشبّك شدن و در هم پيچيدن است.
[٢] بعضى «ازواج» را در اينجا به معناى ارواح «نفوس فلكيّه» تفسير كردهاند و اشاره به عقيده جمعى از فلاسفه كه براى هر فلكى روح مجرّد قائلند دانستهاند؛ ولى انصاف اين است كه نه اين نظريّه با دليل روشنى ثابت شده، و نه جمله بالا دلالت بر چنين چيزى دارد.
[٣] «حزونه» (كه معناى مصدرى و اسم مصدرى دارد) به معناى خشونت است و در خطبه بالا اشاره به مشكلات و سختىها مىباشد.