پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠ - نكته مجسّمه كيانند؟
اعتقاد به معبودهايى همچون: ماه و خورشيد و ستارگان و اجسام ديگرى مانند آنها نيز، از همين جا سر چشمه مىگرفت.
تاريخ يهود نشان مىدهد كه آنها سخت به مسأله جسميّت خدا معتقد بودند؛ تا آنجا كه پيامبرشان حضرت موسى عليه السّلام را سخت در فشار قرار دادند، كه خدا را به آنها نشان دهد! و داستان كوه «طور» و صاعقه و از ميان رفتن جمعى از «بنى اسرائيل» در اين زمينه معروف است.
قبل از اين ماجرا يعنى بعد از آن كه بنى اسرائيل از نيل نجات يافتند نزد موسى آمدند و تقاضاى ساختن بت براى پرستش كردند! و حتّى بعد از داستان صاعقه نيز بيدار نشدند و هنگامى كه «سامرى» گوساله را به عنوان «معبود» براى آنها ساخت، به سرعت جذب بسوى آن شدند و اكثريّت «بنى اسرائيل» به پرستش آن تن در دادند كه موسى بعد از بازگشت از كوه «طور» سخت بر آشفت و آنها را كيفر سختى داد.
در تاريخ مسيحيّت نيز، اعتقاد به تثليث (خدايان سهگانه: اب و ابن و روح القدس) نشانه روشنى از اعتقاد به جسميّت پروردگار است زيرا با صراحت حضرت مسيح را فرزند خدا و يكى از خدايان سهگانه مىدانند، در حالى كه مسيح انسانى بود مانند ساير انسانها.
هنگامى كه قرآن مجيد بر قلب پاك پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نازل شد، خط بطلان بر عقائد باطل از جمله اعتقاد به تجسّم و تشبيه كشيد و آياتى همچون: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ»؛ هيچ چيز مانند خدا نيست» [١] و «لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ»؛ چشمها او را نمىبيند» [٢] و آيه «لَنْ تَرانِي» [٣] خطاب به موسى «هرگز مرا نخواهى ديد» و آياتى همچون: «وَ هُوَ مَعَكُمْ»
[١] سوره شورى، آيه ١١.
[٢] سوره انعام، آيه ١٠٣.
[٣] سوره اعراف، آيه ١٤٣.